
دوست عزيز و فرهیخته ام آقاي علی رضا مشايخ که دکتر تاریخ است و موجب افتخار ما که در دوران مدرسه و رزمندگی با هم بوده ایم،در نظري براي مطلب پيشين من يعني "دولت نهم منتقد ندارد" نوشته است:
"با سلام .دوست دارم آقای دادفر به راههای برون رفت از این فضا اشاره ای داشته باشند. سوال دقیق این است که اصولا با وجود این فضا چگونه میتوان به فعالیت پرداخت؟ یا نقادی را ادامه داد؟"
فضايي که امروز حاکم است تازگي ندارد و پيشتر هم تجربه شده .اين فضا ماندگار نيست و خواهد شکست.
دادفر: دولت نهم منتقد ندارد!! يكشنبه 18 تير 1385 - ساعت 14:05
خبرگزاری آفتاب: محمد دادفر عضو شورای سیاستگذاری سازمان ادوار تحکیم وحدت معتقد است که دولت نهم عملا منتقدی ندارد. مخالفین دولت نهم هم اکنون رسانه ای ندارند و از مساجد و منابر و رسانه ملی و هم از مطبوعات و اینترنت محرومند.دادفر که درباره سخنان غلامحسین الهام سخنگوی دولت نهم مبنی بر اینکه جبهه مخالف دولت تلاش دارد با تمام توان مانع کارآمدی دولت نهم شود، با خبرنگار سیاسی آفتاب گفت و گو می کرد، توضیح داد:
--------------------------------------------------------------------------------
«اغلب سایت ها که منتقد دولت هستند، فیلتر شده اند و روزنامه های اصلاح طلب موجود نیز اگر هم انتقاد کنند، فقط به حواشی می پردازند و وارد نقد جدی دولت نمی شوند.»
دادفر افزود: «هم اکنون رهبران اصلاح طلب از سوی بدنه احزاب به خاطر سکوت دراز مدت سرزنش می شوند و سیاست سکوت و انتظار در طیف اصلاح طلب حاکم است.»
دادفر در ادامه با اشاره به تفاوت های مخالفین دولت خاتمی و دولت احمدی نژاد گفت: «دولت آقای خاتمی با مخالفینی مواجه بود که اولا بیش از 80 ـ 70 درصد قدرت و رسانه ملی در اختیارشان بود و چندین روزنامه و خبرگزاری هم داشتند و ثانیا از مصونیت برخوردار بودند.»
برای این مصاحبه که به مناسبت روز قلم انجام شده ،آقای قیصی زاده سوالاتش را ارسال کرد و من با تیترهای کوتاهی برگرفته از سوال ها پاسخ نوشتم و فرستادم که ایشان تشخیص دادند به جای سوالات همان عبارات کوتاه خودم درج شود و در نسیم جنوب چاپ شود:
اولين كتاب غيردرسي كه خواندم
- تابستان 55 در بندر گناوه داستان خواني را با «شلوارهاي وصله دار» رسول پرويزي شروع كردم. اما پيش از آن از كلاس اول دبستان مشتري پرور پا قرص «پيك» دانش آموزي بودم. جا دارد از آقاي « بش پور» معلم كلاس اول دبستانم ياد كنم كه پس از آموزش الفبا مرا با مجلات پيك آشنا كرد و با ذوق و تعجب مرا به جمع معلمان و دانش آموزان ديگر كلاس ها مي برد تا برايشان داستان بخوانم،
به احترام همه پاکباختگان عالم که به قربانگاه می روند، برمی خیزم.
به احترام همه کسانی که فدای راه عدالت و آزادی می شوند ،
برمی خیزم به احترام همه مردان عالم ، به احترام همه آنانی که هیچ چیز را همسنگ انسانیت خویش نمی گذارند و جان می دهند و جوان می دهند تا تنها آدم ،آدم بماند.
و به احترام عزت ابراهیم نژاد که شرمی همواره از نامش -و از چشمان برادر و خواهرش- جانم را می گزد، برمی خیزم و کلاه از سر برمی دارم! و به احترام احمد باطبی! و همانندان او!
"به مناسبت ۱۲ تير سالروز ترور ميرزاده عشقي"
سيدمحمدرضا ميرزاده عشقي از نويسندگان و شاعران مشروطهخواه است كه گرچه در هنگامه نهضت از او نام چنداني نيست ولي در تحكيم بنيانهاي مشروطه و گسترش فرهنگ مشروطه خواهي و مردمسالاري نامي ماندگار دارد.
عشقي، زاده سال 1272 شمسي در شهر همدان است. تا هفت سالگي در همدان بوده و حدود سال 1280 به تهران آمده است. وقتي "فرمان مشروطيت" به امضاي مظفرالدين شاه ميرسد، عشقي سيزده ساله است و وقتي محمدعلي شاه مجلس را به توپ ميبندد، عشقي، نوجواني 15 ساله و پرشور است كه در آموزشگاههاي " الفت" و " آليانس" تهران به دو زبان فرانسه و فارسي تحصيل كرده و پيش از فراغت از تحصيل در تجارتخانه يك بازرگان فرانسوي هم مشغول به كار شده است.
١٤ تير ماه سال ٧٩ ، "اعتبار نامه" من در مجلس شوراي اسلامي به تصويب نمايندگان رسيد و رسما نماينده مجلس شدم.مرحله دوم انتخابات مجلس ششم بين من و رقیبم روز ١٦ اردي بهشت ماه برگزار شده بود و من انتخاب شده بودم.
مجلس ششم روز ٧ خرداد افتتاح شد و رسما کار خود را شروع کرد. شوراي نگهبان در روز ٢ تيرماه انتخابات حوزه ما را تاييد کرد و من يک ماه بعد از ديگران وارد مجلس شدم.
در يکي از نظرات پيرامون مقاله " موسوي را آزاد کنيد " دوستي براي من نوشته بود:"شايد اين هم مشقي باشد براي جدي گرفتن حوزه عمومي" که البته اشاره اش به مشق- نام وبلاگ- من بود و تعريضي به وبلاگ نويسي من اصلاح طلب غافل !
من نمي خواهم کاه کهنه باد بدهم و دوستان ديروز و امروزم را هم صدا با معترضين به انتقاد بگيرم اما مي خواهم به اينکه اصلاح طلبان ايران در خلال سال هاي ٧٦ تا ٨٤ از حوزه عمومي غافل شدند، مهر تاييد بزنم.
روز ٢٢ خرداد ماه امسال هم، زنان در ميدان هفتم تير تهران جمع شدند تا خواستار حقوق خود شوند و همچنان رفع تبعيض بين آدم و حوا را فرياد بزنند. برگزار کنندگان اين اجتماع نتوانستند از وزارت کشور جواز بگيرند بنا بر اين ترجيح دادند بدون مجوز اين اجتماع را برگزار کنند. البته بسياري از حقوقدانان خبره دريافت مجوز براي برگزاري اجتماعات را خلاف روح و صراحت قانون اساسي مي دانند و معتقدند وقتي قانون اساسي آشکارا در اصل ۲۷ مي گويد:"تشکيل اجتماعات و راه پيمايي ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است"
امروز سوم تير ماه است .روزها هرکدام به تعداد انسان ها مفهوم مي يابند. روز هاي خوش و ناخوش ، بد و خوب ، ماندگار و نماندني ، روز هاي تولد و مرگ ، روز هاي برافرشتن و فرو افتادن و... اما من امروز را روز تلخي مي دانم در برابر يک دنيا روزهاي شيرين!امروز سالروز اعدام ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل است و ملک المتکلمين ، سلطان العلما و قاضي ارداقي در باغ شاه و در محضر سلطان محمد علي شاه صاحب قران! روز گردن زدن عروس قلم بر نطع سياه استبداد!



