تبليغاتX
مشق- وبلاگ محمد دادفر
چهارشنبه 20 دی1385
توافقي نانوشته، حضور اصلاح طلبان در حکومت
        این روزها مشغول مطالعه برای شرکت در دو کنکور دکتری هستم و نمی رسم پست های جدید بنویسم.فکر می کنم تا پایان سال حضوری کمرنگ داشته باشم و بعد از آن پررنگ! خواهم شد.آنانی که دستی به دعا دارند یا پنجشنبه ها خود را هر طور شده به امامزده ها می رسانند،آتش پرستان،مهر پرستان،علی اللهی ها،اهل حق،قلندران حقیقت،مردان طریقت و رفقا!!ی مستجاب الدعوه  برای قبولی من دعا کنند!
......................................
*برای خالی نبودن عریضه یک مصاحبه را که کمی هم کهنه شده این جا می گذارم.به بزرگواری خودتان بخوانید و بر من ببخشائید:
 
گفتگو با سایت "روز آنلاین"
پنج‌شنبه، 7 دی 1385

          محمد دادفر، عضو شوراي سیاستگذاری سازمان ادوار تحکيم وحدت و نماينده مردم بوشهر در مجلس ششم در مصاحبه با روز از توافق نوشته يا نانوشته حاکميت در مورد حضور اصلاح طلبان در حکومت مي گويد. امري که به گفته وي نشان از عدم ظرفيت حاکميت براي يکدست شدن دارد و تمايلش براي ورود دوباره اما حداقلي اصلاح طلبان به ساختارهاي انتخاباتي.

راهيابي اصلاح طلبان به شوراها را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
اصلاح طلبان با بدست آوردن چند کرسي شورا در تهران و در بعضي از شهرستان ها دوباره به ورود به قدرت و ورود به ارکان نظام اميدوار شده اند. از اين جهت اين انتخابات براي اصلاح طلبان دستاورد مثبتي محسوب مي شود.

آيا مي تواند نتيجه مثبتي هم برايشان داشته باشد؟
من فکر مي کنم نحوه برگزاري انتخابات شوراها و نحوه تاييد و رد صلاحيت هايش الگويي بود که توسط گردانندگان نظام براي انتخابات آتي يعني مجلس و رياست جمهوري هم به اجرا در خواهد آمد.

يعني چطور؟
يعني اينکه به نظر من در انتخابات آينده مجلس هم به اصلاح طلبان درون حکومت يا همان جناح چپ اجازه داده مي شود تا کانديداهايش را وارد عرصه انتخابات مجلس کند و به تعدادي از کرسي هاي مجلس هم دست يابد.

به چه انگيزه اي؟
ببينيد به نظر من جمهوري اسلامي، بيشتر از اين ظرفيت يکدست شدن را ندارد. يعني اين بيش از تاب و توان حاکميت است که بتواند از ورود جناح دوم خودش به ساختارهاي انتخاباتي جلوگيري کند. زياني که حکومت از يکدست شدن مي بيند بسيار بيشتر از نفعي است که از آن مي برد.

ورود دوباره اصلاح طلبان به ساختار قدرت آيا دستاوردي هم براي اهداف اصلاحي دارد؟
گمان نمي کنم اصلاح طلبان درون حکومت بتوانند خارج از چارچوبه اي که برايشان تعيين مي شود نقش آفريني کنند. همانطوري که مي بينيد در شوراي بعدي نيز اصلاح طلبان اقليتي هستند که چندان تاثيرگذار نيستند. در مجلس آينده هم فکر کنم ثلثي از مجلس را به اصلاح طلبان اختصاص دهند. اين يک ثلث هم معجزه گر نخواهد بود. ضمن اينکه آنچه هم که از درون اصلاح طلبان در مي آيد همين است که مي گويند ما نبايستي تماميت يک نهاد - چه دولت و چه مجلس - را به اين جهت که نمي توانيم پاسخگوي مردم باشيم در اختيار بگيريم. من فکر مي کنم اين يک توافق نوشته يا نانوشته اي درمورد آينده اصلاح طلبان حکومتي است.

مردم در انتخابات نشان داده اند که پيچيده تصميم مي گيرند. اگر در انتخابات بعدي آمدند و به اکثريت اصلاح طلبان راي دادند آن وقت تحليل شما غلط از آب درنمي آيد؟
ببينيد، مسئله اين است که من در خود اصلاح طلبان تمايلي براي اکثريت شدن نمي بينم.ضمن اينکه به صلاحشان هم نيست که در چنين وضعيتي اکثريت را داشته باشند. علاوه براين اصلا فرض کنيم اکثريت را هم داشته باشند، اگر بخواهند موفق شوند برگ پيروزي شان در اين است که خطاهاي گذشته را تکرار نکنند و با برنامه وارد انتخابات شوند و خودش را به چنان ورزيدگي برسانند که اگر هم برنامه اي ارائه کردند بتوانند انجامش دهند. صرف تصاحب اکثريت کرسي ها که خيلي مفيد و موثر نيست. قبلا هم اکثريت کرسي ها را داشتند اما نتوانستند خوب از شان و جايگاه و موقعيتشان حفاظت کنند.

فکر مي کنيد اصلاح طلبان از خطاهاي گذشته درس گرفته اند. خودشان که مي گويند ارائه ليست مشترک ناشي از عبرت از اشتباهات گذشته بوده است.
من فکر مي کنم مجموعه اصلاح طلبان حکومتي به اين نتيجه رسيده اند که درچارچوب قانون اساسي و در چارچوب هاي نانوشته اي که حاکميت معين مي کند و تحت نظارت عالي نظام بايد کار کنند و ديگر فراتر از آنچه که در بضاعتشان ـ بضاعتي که قانون برايشان مشخص کرده است - کاري انجام ندهند. يعني بايستي در حدو اندازه اي که برايشان مشخص شده کار کنند.

آيا حضور با اين شرايط، دستاوردي هم دارد؟
بله، دارد. ببينيد، حرکت اصلاحي يک حرکت آرام و جدي است. ولي نمي شود جديت را براي حرکت اصلاحي خرج کرد، آرام بودنش را رعايت نکرد. من فکر مي کنم آن حرکتي که اصلاح طلبان با آن سرعت و آن حجم مطالبات بعد از دوم خرداد 76 آغاز کردند چندان با واقعيات منطبق نبود. در حاليکه اگر الان مطالبات و سرعت حرکت با ظرفيت نظام و ماهيت حرکت اصلاحي هماهنگ شود دستاوردهايش بسيار مثبت تر از گذشته خواهد بود. حتي مثبت تر از اين است که اصلاح طلبان بيايند و بخش هايي از قدرت را تماما قبضه کنند.

در انتخابات شوراها از سازمان ادوار تحکيم دعوت شده بود که وارد ائتلاف شود اما اين سازمان قبول نکرد. فکر مي کنيد در انتخابات بعدي در ائتلاف شرکت کنيد؟
والله ادوار تحکيم وحدت مواضعش را از طريق سخنگو اعلام مي کند. منتهي اگر ادوار تحکيم مي خواهد يک نيروي تاثيرگذار سياسي باشد بالاخره بايد خودش را با شرايط کشور هماهنگ کند. به هرحال من نمي دانم ادوار بعدها چه تصميمي بگيرد. شايد بخواهد در حرکت اصلاح طلبان حکومتي شريک شود و شايد هم بخواهد همين مشي انتقادي فعلي خود را که جدايي از اصلاح طلبان حکومتي است ادامه دهد.

آيا تمايلي بين اصلاح طلبان حکومتي وجود دارد که اين ائتلاف را گسترش دهند؟
اين ائتلافي که شکل گرفته بين آقايان هاشمي، خاتمي و کروبي بوده. به عبارتي اين سه شخص، سران ائتلاف هستند. يعني مجموعه اينان و وابستگانشان هستند که يک ثلث کرسي هاي مجلس آينده را در اختيار خواهند گرفت.

اينها خارج از دايره خودشان، نيروهاي اصلاح طلب ديگري را وارد ائتلافشان مي کنند؟
اگر نيروها و گروه هايي خارج از ائتلاف فعلي بخواهند به آنها بپيوندند بايد بپذيرند که در چارچوب و زير لواي اين سه رهبر[ هاشمي و خاتمي و کروبي] حرکت کنند. اگر بخواهند خارج از آنها عمل کنند مطمئنم که اين جمع آنها را پس خواهد زد.

منبع: روز آنلاین

+ [لینک]
دوشنبه 11 دی1385
اين هم يلدا بازي من،اگر چه دیر !

دوستان عزيزي مرا به يلدابازي دعوت کرده بودند و من هم به دليل مشغله هايم از يک سو و ندانستن اصول اين بازي از سوي ديگر مي گريختم.ساقي،عمو علي چي ،آب و گل عزيز شيرازي، ياغي مغموم و دست آخر هم شيپورمرا دعوت کردند.حالامن مثل داماد يا پدر دامادي شده ام که عمرا نرقصيده اما مجبورش مي کنند در عروسي خودش يا بچه اش برقصد و او هم دست و پا گم کرده مي رقصد.چيزي شبيه دويدن با اشتر و لهابي لهابي خواندن... براي پاسخ به دعوتشان ٥ نکته را مي نويسم:

١- من بهداشتي بگويم کنجکاوم و خودماني فضولم!بچه بودم شايد ٧ ساله وقتي ديدم همه از غولک مي ترسند در شبي سياه به نخلستان عبدالرحيم و از آنجا به قبرستان شکري بوشهر رفتم تا غولک را با چشم خودم ببينم و نديدم و برگشتم.تصور کنيد که محل ما و اطراف اين نخلستان و قبرستان برق نداشت چه ظلماتي بود! از آن به بعد  غول و غولک! را يک قصه مسخره مي دانم!

٢-به شدت از سر بريدن گوسفند و بزغاله و هر موجود زنده اي بيزارم.در دوره نمايندگي علي رغم اين که براي احداث موج شکن بندر ريگ زحمت زيادي کشيده بودم چون ديدم گاوي را سر بريدند خيلي سريع مراسم را ترک کردم و برنگشتم و در دو مراسم ديگر هم جان دو گوسفند را نجات دادم.يک بار به قصابي که کاردش را تيز کرده بود و مي خواست در مراسم افتتاح تصفيه خانه فاضلاب گوسفندي را سر ببرد به شدت گفتم :مگر اين گوسفند نمي گذاشته شما صاحب فاضلاب شويد که مي خواهيد بکشيدش؟!

٣-يتيمي و نداري،  دست به دست هم داده بودند که زمينم بزنند اما چنان زمينشان زدم که هنوز هر کس به من اشاره مي کند، آن دو مي گريزند!!! ١٠ ساله بودم پدرم را از دست دادم و تنها ميراثش براي من "زيبايي مبارزه" بود.دو مثل را از او به يادگار دارم:"هر رکه اش ني،سکه اش ني" يعني هر کس اهل ايستادگي روي حرفش نباشد قدر و منزلتي ندارد و "سر بي دردسر کدو ون"يعني تنها سري که دردسر ندارد کدو است و سر آدم بايد دردسر داشته باشد.

٤-من نمي خواستم نماينده شوم و راستش از سياست و سياسيون هم بيزار بودم اما چه کنم روزنامه دار بودم.در سال هاي ٧٧ و ٧٨ زياد  تهديد شدم و شکايات زيادي از من شد.تصميم گرفتم روزنامه ام را واگذار کنم و بوشهر را به مقصد ديار خواجه حافظ ترک کنم.بار و بنه ام را بستم.فشار و آزارشان افزون شد.روز ٢٥ آذر ٧٨ به دادگاه انقلاب بوشهر احضار شدم و رفتم.به خانه که برگشتم تصميم گرفتم درگير شوم.روز ٢٦ آذر بدون اين که به کسي بگويم به فرمانداري رفتم و نام نوشتم و در پاسخ فرماندار هم گفتم حد اقل دو ماه با مردم روياروي حرف مي توانم بزنم.بعد شدم نماينده مردم بوشهر.البته آخرين کسي بودم که اجازه دادند به مجلس برود يعني تقريبا ٤٥ روز بعد از افتتاح مجلس ششم!

5-اصلا دلم نمي خواهد جدي بنويسم.عاشق طنزم.تا روزنامه داشتم به نام هاي ناخدا خورشيد و گاهي پيرزن و بشيرو و ...طنز مي نوشتم اما حالا شده ام نماينده سابق و مثلا طنزنويسي و نمايندگي به هم نمي آيند! مردم نمي دانند که اصلا نمايندگي خودش طنز است.روزنامه داري و روزنامه نگاري طنز است.مايه عبرت است و صورتي در زير دارد آنچه در بالاستي.اما چه کنم اگر طنز بنويسم برايم دست مي گيرند که ببين ما چه آدم فلاني را نماينده کرده بوديم.البته براي آن دسته از عزيزاني که دسترسي به فرهنگ لغت ندارند توضيح بدهم که طنز با فکاهي و يا بدتر از آن لودگي هاي برره و... تمني صد سنار ! فاصله دارد ها!

اين هم يلدا بازي من حالا دلتان خنک شد!چون دير شده نمي خواهم خواب ٥ نفر ديگر را هم آشفته کنم.

+ [لینک]
سه شنبه 5 دی1385
هزار و یک شب،شورا و مجلس فوق لیسانس ها...

من در سفر اول هفته ام به بوشهر مصاحبه ای با هفته نامه نسیم جنوب داشتم.در بخش اول آن از ماجرای اخیر خودم گفتم و در ادامه به چند سوال دیگر پاسخ دادم.چون نتوانستم پست جدیدی بنویسم شما را دعوت می کنم این مصاحبه را بخوانید .اول چند جمله از بخش اول:

 

-   ماجرای  زندان رفتن ما هم شده است داستان هزار و یک شب. تمام نمی شود. خودم هم عاجز شده ام. این بار خیلی مایل بودم زندان بروم بلکه دست از سرم بردارند! اما مثل این که بخت با من یار نبود و دوباره رهایم کردند تا یک بار دیگر این میوه نوبر زندان به بازار آید و مشتری پیدا کند. به نظرم می خواهند کاری کنند که مردم بگویند عجب کار اشتباهی کردیم و رای دادیم و بچه مردم را مادام العمر به دردسر انداختیم و بعد نتیجه بگیرند که از حالا یک فاکتور جدید به ویژگی های نماینده شان اضافه کنند و آن هم این باشد که "به کسی رای بدهیم که کم دردسر باشد و هر روز به دادگاه و پاسگاه نبرندش!"

 

- در انتخابات شوراها هم شاهد رویگردانی مردم از لیست حامیان دولت در اکثر نقاط کشور بودیم و به عبارتی شاهد روی آوری دوباره مردم به اصلاح طلبان. تحلیل شما از انتخابات شوراها چیست؟

- با عرض معذرت، من معتقدم مردم به حامیان دولت چنان رویی نکرده بودند که حالا رویگردان شده باشند. در سه انتخابات گذشته آن قدر روحیه و اراده مردم صدمه دید که از رأی دادن پشیمان شدند و از سوی دیگر آن قدر کنترل حکومت بر انتخابات و نظارت سخت  بالا گرفت که مردم از روی کردن به انتخابات گریختند و دولت فعلی و مجلس هفتم و شورای دوم فرزندان یک انتخابات عادی نبودند. در این انتخابات مردم دوباره قهر خود را شکستند و آمدند و اگر نظام، بزرگوارانه به انتخابات نگاه کند و اجازه حضور سلایق مختلف را بدهد و از ابزارهای تبلیغاتی خود علیه انتخابات استفاده نکند، همیشه نتایج خوب و به نفع مردم حاصل خواهد شد.

- تحول پیش آمده در ترکیب شوراها و خارج شدن از انحصاری بودن آن خصوصا در شهر تهران، در بهم خوردن یکدستی اقتدارگرایان در سطوح حکومتی را چگونه ارزیابی میکنید و آیا میتواند نقش مهمی داشته باشد.

- ظاهرا  پیام این انتخابات این است که هیچ کدام از جناح های موجود در جمهوری اسلامی به طور مطلق حاکمان آینده سیستم اجرایی کشور نخواهند بود و گروه های چپ، راست و میانه باید هر کدام به ثلث سهم خود در دستگاه اجرایی رضایت بدهند. من فکر می کنم این تقسیم در شورای تهران، الگوی مجلس و دولت آینده خواهد بود.

 

- تاثیر انتخابات شورا را بر انتخابات آینده مجلس چگونه ارزیابی میکنید؟

 

- همان گونه که گفتم در مجلس آینده سه گروه، راست، چپ، و میانه البته نه به تعریف سیاسی رایج بلکه به عنوان تقسیمی قهری، حاکمیت خواهند داشت. من فکر می کنم تیغ نظارت استصوابی در مجلس آینده بسیار کندتر از مجلس هفتم عمل خواهد کرد و تأیید صلاحیت ها- البته در گستره همین سه گروه- وسیع خواهد بود. اگر هم ردصلاحیتی باشد شامل کسانی خواهد بود که در چارچوب این سه گروه نگنجند، البته در باطن  نگنجند! این درسی است که انتخابات شورا به ویژه در تهران به فعالان عرصه سیاسی جمهوری اسلامی داد.

 

- به تازگی شاهد مصوبه مجلس در خصوص گذاشتن شرط مدرک فوق لیسانس برای کاندیداتوری مجلس آینده بودیم. البته خود نمایندگان از این شرط معاف شده اند. به نظر شما آیا این مصوبه در راستای محدود کردن گزینه های پیش روی مردم در انتخابات آینده مجلس و به عبارتی از میدان بدر کردن رقبا در انتخابات آینده نیست؟

- مجلس باید ساخته احزاب باشد. نیروهای سیاسی، باید در احزاب آموزش ببینند، تربیت شوند،پخته شوند و کامل شوند و بعد به عرصه بیایند و حزب مسئولیت کاندیدایش را بر عهده بگیرد. مردم در این فرایند، نه به یک فرد بلکه به برنامه های یک حزب رای می دهند و ... در این صورت رییس یک گروه یا سندیکای کارگری بدون نظر به مدرک تحصیلی، می تواند شایستگی نمایندگی مردم پیدا کند. در چنین وضعی گذاشتن هرگونه قیدی، خلاف دموکراسی است. اما در نظر داشته باشید در ایران مجلس این گونه تشکیل نمی شود بلکه به وسیله سه گروه تشکیل می شود: 1- ناظرین حکومتی 2-  احزاب حکومتی 3- رأی مردم. که سهم این ها هم در نوسان است و ممکن است در اثر فعل و انفعالات داخلی یا بین المللی، میزان سهام به هم بریزد.

مجلسی که با اشتراک این عناصر تشکیل می شود، بهتر است طبق قانونی متناسب تشکیل شود. در ایران عنصر اول  یعنی ناظرین باید شرایط خود را بگذارند و بعد احزاب خود را با ناظرین هماهنگ کنند و بعد مردم با هر دو.البته در یک سیستم مردمسالار، باید هماهنگی برعکس باشد، یعنی مردم به هر کس با هر میزان مدرک و تخصص، خواستند رأی بدهند و حکومت، خود را با منتخب آن ها هماهنگ کند.

 کمیسیون دفاع از حقوق بشر مجلس عوام انگلیس، نایب رییسی داشت که من با وی در مجلس شورای اسلامی ملاقاتی داشتم. ایشان ابتدا راننده تاکسی و بعد رییس صنف تاکسیرانی حوزه انتخابیه خود بود با مدرک دیپلم. اما شایستگی های زیادی داشت به گونه ای که حزب کارگر وی را جذب کرده بود و مردم هم او را انتخاب ...

به بخش آخر هم پیشتر  پاسخ دادم، در انتخابات آینده، محافظه کاران، اصلاح طلبان و میانه روها حضور خواهند داشت و به همین ترکیب در قدرت اجرایی و قانونگذاری.

+ [لینک]