تبليغاتX
مشق- وبلاگ محمد دادفر
چهارشنبه 11 بهمن1385
سده همان سدمين است

تا باشد، جشن باشد و شادی! 

امروز که بعد از چندین روز توانستم به وبلاگم سری بزنم،دیدم علی هنری صاحب وبلاگ "صرصر" کامنتی گذاشته و غفلت از جشن سده را گوشزد کرده.به خورجین مطالبم نگاهی کردم و دیدم سال قبل یک چیزکی در این مورد نوشته بودم که اگر دوباره بیاورم شاید بد نباشد.

به زودی وبلاگم را فعال تر خواهم کرد و به همه دوستانی که بزرگواری کرده و برای پست قبلی کامنت گذاشته اند سر خواهم زد.با آرزوی شادمانی و سر زندگی!

 

اين مطلب حاشيه اي است بر مقاله اي که در سايت مارليک با عنوان جشن سده چاپ شده بود وبراي سده معاني مختلفي آورده بود. من اين مطلب را براي توضيح ارسال کردم:

 

         پرداختن به جشن هاي آب و آتش ايراني کار پسنديده اي است و برگزاري اين جشن ها در سرزمين ما کاري شايسته .برگزاري جشن هاي سده و مهرگان و يلدا و ... نماد باستان گرايي يا کهنه پرستي و کهنه ستايي نيست بلکه احترام به مردم اين سرزمين و نياکان آنهاست . شکست سرما، پيدايي آتش ، آغاز بارش و يا زنده و سبز شدن زمين چيزهايي نيست که به دين خاصي بسته باشد و يا موهومات خرافي باشد.هرکه در ايران زندگي مي کند مي داند با آبان سرما و بارندگي سر مي رسد و از نيمه بهمن کمر سرما شروع به شکستن مي کند و در نوروز شکوفه ها و سبزه ها مي رسند و " جهان جوان مي شود" .

          مسلمانان عزيز در کشور هاي عربي جشن مهرگان ايرانيان را گرفته اند و به هر بهانه اي "مهرجان" برگزار مي کنند و راديو تلويزين ما هم از برگزاري آن ها خبر مي دهد در حالي که هنوز در ايران تلاش مي کنند نوروز و سده و مهرگان را به خرافات پيوند بزنند و از تقويم بزدايند.

        به اميد روزي که به جاي همه سوگ ها سور بنشيند و ميهن ما بهاران در بهاران باشد.

به گمان من بهترين تعريف سده ، همان سدمين روز زمستان بايد باشد. مشکلي که در تعريف اين جشن و جود دارد اين است که دريافت "سدمين" روز زمستان در همه جاي سرزمين ايران هموار نيست . اولين کساني که جشن سده را پايه گذاشته اند در نواحي مرکزي ايران و تقريبا فارس و اصفهان کنوني زندگي مي کرده اند. در اين نواحي و به ويژه فارس و تخت جمشيد و پاسارگاد زمستان ١٥٠ روزه – اول آبان تا آخر اسفند- و تابستان ٢١٠ روزه – از نوروز تا پايان مهر - مفهوم پيدا مي کند.شرايط اقليمي تهران امروز يا خراسان و خوزستان متفاوت از آن نواحي است .

          اغلب کساني که به تعريف سده پرداخته اند به شرايط اقليمي نگاه نداشته اند و همين سبب شده به اجتهاد بپردازند و تعاريف و معاني گوناگون بيافرينند.

         اگر به آن سامان برويد متوجه مي شويد - مثلا در  شيراز- از دهم بهمن که به اصطلاح محلي ها سهيل مي زند و "تک" سرما مي شکند ، چقدر تغيير هوا به سمت اعتدال مشهود است.

         سرمازدگان عهد قديم که کار و کشت را کنار گذاشته و در بيداد سرما مي سوخته اند، شکست سرما را بايد جشن مي گرفته اند . آن ها که مثل امروز از نعمت نفت و گاز و برق برخوردار نبوده اند و ماشين هايشان هم بخاري نداشته و آبگرمکن هم نداشته اند تا مداوم با آب گرم خود را بشويند، بنا براين سرما را ديوي مي پنداشته اند که بر زندگي آنها سايه افکنده و شکست ديو سرما ، بازگشت زندگي دوباره بوده است.

          البته بدانيم که در همان زمان سرما در بسياري نقاط ديگر تازه جان گرفته و به بيداد مشغول است.مثلا در آذربايجان يا کردستان ، شکست سرما  در اين زمان معني ندارد و پايان  سرما در نوروز است و طبيعي است اگر بدون در نظر گرفتن شرايط اقليمي ، جشن سده تعريف شود شکستن سرما در پايان چله دوم مصداق پيدا نمي کند.

 

+ [لینک]