
در اين جا نه بدان جهت که خود را تافته جدا بافته در خيل دوستانم بدانم اما بدان جهت که دوست تذکر دهنده ام روشن شود، مي گويم که من پس از آن که آقاي خاتمي رئيس جمهور شد در "هفته نامه آيينه جنوب" که خودم مدير و سردبير آن بودم، نوشتم" وکيل و وزير هر که باشد، زنده باد ملت" و خطاب به خاتمي ادامه دادم: رئيس جمهور بايد به جاي نيرو گذاري بر چانه زني هاي درون حاکميتي بر سر تعيين وزرا به فکر سازمان دهي ٢٠ ميليون راي دهنده اي باشد که او را به اين منصب رسانده اند و از او خواسته بودم حتي برخي وزارت خانه را به رقيب بازنده اش بسپارد تا با آرامش بيشتري پشتوانه اش را سازمان دهد.
من بر اين اعتقاد بوده و هستم که تا حوزه عمومي براي اصلاح امور به فرهيختگي نرسد و مختار نشود هر روشنفکر و مصلحي بر کرسي رياست بنشيند زود به ضد خود تبديل مي شود و هضم مي گردد.
روزنامه همشهري به تاريخ ٢٣ آبان ٨١ مصاحبه اي از من چاپ کرد که مدتي از زمان مصاحبه گذشته بود اما حرف هايي داشت. من در آن مصاحبه پنبه " ائتلاف دوم خرداد" را زده بودم و کار ائتلافي را هيئتي، غير مدرن ، مخدر و ويژه زمان انتخابات يا مقاطعي که نياز به عزم مشترک احزاب باشد، دانسته بودم و نه مناسب به عنوان يک حرکت دائمي . بخشي از آن مصاحبه که مربوط به موضوع مورد اشاره دوست منتقدم مي شود و خواندنش خالي از لطف نيست را با هم بخوانيم:
" ما يک خطاي استراتژيک داشتيم. بعد از کسب اقبال عمومي در انتخابات رياست جمهوري و مجلس، به جاي گسترش حوزه نفوذ خود در اجتماع و بدنه آن ، درگير چالش هاي درون حاکميتي و چانه زني ها در دايره بسته قدرت شديم.
ما متاسفانه براي استفاده از خاستگاه خود و تقويت پشتوانه هايمان برنامه اي نداشتيم، بدين ترتيب که ما بعد از در اختيار گرفتن کرسي هاي رياست جمهوري و مجلس پشت به مردم و رو به حاکميت پيش رفتيم و اين سبب شد که فاصله ما از سطح اجتماع و مطالبات مردم روز به روز بيشتر شود.
يکي از دلايل عمده ياسي که شما(خبرنگار) مي گوييد و انفعالي که من مي گويم در اصلاح طلبان درون مجلس و دولت به وجود آمده همين است. اصلاح طلبان از يک طرف از مردم مانده اند و از طرف ديگر حيف و دريغ از چانه زني هاي بي حاصل آن ها را عذاب مي دهد.
اينجاست که ياس طبيعي است، خصوصا آن که غم شکستي نزديک بر همه ما مستولي شده باشد.البته من فکر مي کنم اين پايان راه نيست."
به خاطر داشته باشيد که هنگام اين مصاحبه هنوز غرور خرداد ٨٠ و پيروزي ٢٢ ميليوني خاتمي در جان دوستان بود و از عمر مجلس ششم هم هنوز دو سالي و از دولت سه سالي مانده بود.
ما بسيار بهتر از اين مي توانستيم ظاهر شويم.غفلت اصلاح طلبان از حوزه عمومي هنوز هم به نظر من ادامه دارد و بازگشت به مردم به واسطه هزينه هاي سنگين اش در برنامه دوستان ما نيست.عدم توجه به جامعه ، به هيچ نيروي سياسي خارج از قدرت اجازه حضور نخواهد داد و از حوزه عمومي بي سازمان نيز انتظار هيچ رفتار روشمند و پيوسته اي نمي توان داشت.




