
آقاي محمد حسن رضائيان دانش آموخته علوم اجتماعي دانشگاه شيراز است و ما در دوره ليسانس همدوره بوديم.دوره پس از جنگ و آغاز مباحث روشنفکري در دانشگاه ها و جوشش براي تحول خواهي و مبارزه با حاکميت راست بر کشور!
اولين کار مشترکمان در شيراز به اتفاق يونس قيصي زاده، مهدي فتوت،دکتر صمد جلودار ودکتر محمد رضا سملي گرد آوردن دانشجويان بوشهري براي آشنايي و ايجاد عزم جمعي در باره مسائل استان بود.
رضائيان بسيار کوشا و پيگير بود و از ارتباطات بسيار خوبش هم در آن زمان استفاده کرد تا اين مجموعه شکل بگيرد.
مجموعه اي که از پي آن هسته کوچک پديد آمد بعدها شاکله طيف سياسي چپ در بوشهر را سامان داد و توانست بر همه انتخاب هاي دهه ٧٠ اثرگذاري کند.اولين کار ما افشاي طرح استانداري فارس براي انتزاع عسلويه از بوشهر بود و تصميم من براي انتشار نشريه در بوشهر هم از همان جا شکل گرفت.
وقتي کانديداي مجلس شدم چون با هيچ کس مشورت نکرده بودم، مورد سرزنش برخي دوستان قرار گرفتم که چرا خودسرانه و بدون اطلاع، نام نويسي کرده ام. يکي از آن ها رضائيان بود:"چرا خبر ندادي و يه مرتبه وارد شدي، بساط همه به هم ريختي جان!".جلسه اي گذاشت .توجيه اش کردم.گفت من به ديگري قول داده ام، حرفم را دوتا نمي کنم اما از بوشهر مي روم.به روستاي زادگاهش سمل رفت تا نه به نفع ديگري و نه عليه من کاري کند.اين نشان مردانگي او بود نه مي خواست نسبت به قبلي خلف وعده کند و نه مي خواست عليه دوست کهنه ترش کاري کند.
چهار سال نماينده بودم با آنکه ارتباط مستمر داشتيم هيچگاه براي خودش از من چيزي نخواست اما همواره پيگير کار ديگران بود و به دنبال بهبود اوضاع مردم.
او چند سال است با بيماري مهلکي درگير است و بسيار بار، فاصله تهران و بوشهر را پيموده،. بسيار سر وتن به تيغ جراحان سپرده و اما مداوا نشده است.
رضائيان به گردن ما حق دارد: حق دوستي، حق همفکري ، حق همکلاسي و حق همسنگري! او سال ها براي پيگيري امور مردم استان فعال بوده و بسيار زحمت کشيده است.چه در آموزش و پرورش و چه در انجمن معلمان و... اميدوارم بهبود پيدا کند و باز، پهنه بوشهر اين مرد شريف را بر خود ببيند و ما نيز فرصت پيدا کنيم تا حق دوستي به جاي آوريم.آمين
همه با هم براي سلامتي اش دعا کنيم




