
همچنين شما ميدانيد که انگيزه ملی شدن صنعت نفت در فضای باز سیاسی بعداز اخراج رضا شاه قلدر و روی کار آمدن محمد رضا که هنوز فرصت نکرده بود فضای اختناق و استبداد را ايجاد کند بوجود آمد .که منجربه اخراج موقت شاه ازایران شد .
انقلاب اسلامی ما که بعد از روی کار آمدن کارتر در آمريکا و فشار به کشورهای هم پيمان خود برای ايجاد فضای باز سياسی در کشورهای خود در ايران هم تا حدودی اين فضا ايجاد شد و روزنامه به انتقاد پرداختند و فرهنگيان و مبارزين سياسی حتی درنامه ای که توسط ۶۰ نفر از منتقدين حکومت شاه به وزير فرهنگ وقت آن رژيم نوشته بودند و اسم آيت الله خامنه ای هم در آن وجود داشت خواسته شده بود تا آن رژيم اجازه بدهد تا در روزنامه های آن زمان بر عليه شاه و حکومت مطلب نوشته شود و ممانعت بوجود نيايد اين فضای باز سياسی منجر به فعاليتهای آگاهسازی و حرکت دينی مردم ايران گرديد و در نهايت منجر به انقلاب اسلامی ايران گرديد و حکومت شاه را سرنگون کرد و با شعا ر استقلال آزادی جمهوری اسلامی بنیان قانون اساسی ما طرح ریزی گردید و بی شک در همه اين انقلابات در ایران آزادی و دين مداری حرف اول را ميزدند که اين از مشخصه های مردم ايران است .
سوال اينجاست حضرت عالی که طرفدار فضای باز سياسی هستید که بحق هم تقاضای بجايی است . آيا فکرمیکنيد ايجاد فضای باز سياسی مورد نظر اصلاح طلبان منجر به تغيرات عمده ای در نظام کنونی نمی شود؟. آیا مورد پسند حاکمان فعلی ايران قرار میگیرد؟ بی شک تاييد ميکنيد ايجاد اينچنين فضايی با توجه به سابقه تاريخی ملت ايران ميتواند ايجاد دگرگونی عمده و اساسی در نگرش سیاسی چه در حوزه دیپلماتیک و چه در بعد اجتماعی نماید . آیا برای این کار که يک حرکت اصلاح طلبانه است زمينه وجود دارد؟ منتظر پاسخ شما هستم. بدرود
۴ مرداد ۱۳۸۵ - ۲۱:۵۹
پاسخ:
يدا... عزيز
در نوشته جناب عالی پرسش و پاسخ هر دو با هم آمده بنا بر اين در پاسخ ،من چيزی بيش از آن چه که فرموده ايد، نمی توانم بگويم.
شما پرسیده اید:« آیا برای این کار [فضای باز سیاسی] که يک حرکت اصلاح طلبانه است زمينه وجود دارد؟» من در آن مقاله هم نوشته ام که ما از کاشته خويش برداشت می کنيم. فضای باز سياسی محصول تلاش ماست.امضای سند مشروطه توسط مظفرالدين شاه تنها به دليل مهربانی شاه يا بيماری او و يا ضعيف النفسی او نبود. اين هم تعبيری فريبکارانه است که به خورد ما داده اند . امضای آن سند ثمره تلاش های مترقيانه عباس ميرزا و حرکت فرهنگی ميرزا صالح و روشنگری های ميرزا تقی خان و سيد جمال و دو سيد و جانفشانی مبارزانی مثل ميرزا رضای کرمانی و خون عبدالحميد جوان و بست نشستن ها و اجتماعات مردم بود نه ضعف شاه. اگر هم شاه ضعيف بود به اين دليل بود که در مقابل اراده عمومی و عزم رهبران مردم زانو زده بود و گر نه محمد علی شاه که قوی بود می توانست فضا را ببندد و به قول خودش «حکومتی را که آبا و اجدادش به ضرب شمشير گرفته بودند» نگه دارد.
فضای باز بعد از خروج رضاشاه هم ثمره مجاهدت های مردم و روشنفکران و روزنامه نگاران و ... بود. ثمره خون فرخی يزدی و ارانی و رنج های ۵۳ نفر بود و... نه اين که چون پهلوی دوم جوان بود و ناشی، فضا باز شد تا ناچار در ۲۸ مرداد به قهر کودتا بسته شود.
و در انقلاب ۵۷ نيز دمکرات های امريکا و کرسی نشستگان گوادلوپ در برابر مردم ايران تسليم شدند و اين مردم ايران و روشنفکران و مبارزین بودند که اختناق را در هم شکستند نه اينکه انقلاب صدقه سر اين و آن به پيروزی رسيد.
پيشتر نمی آيم و تنها بر اعتقادم پافشاری می کنم:
ان ا... لا يغير ما بقوم حتی يغيروا ما بانفسهم.
اگر فضای باز می خواهيم در هيچ دکانی بسته بندی شده آن را نمی فروشند و متاعی نيست که از فرنگ يا ديار بکر يا ديار عرب برای ما بياورند.
دوست عزيز من معلم بودم و بازمانده جنگ بودم و بسیاری از مسئولین را از نزدیک می شناختم.می توانستم با کمی از خود گذشتگی!وارد مناصب حکومتی و کار اقتصادی بشوم اما انتشار روزنامه در بوشهر را پی گرفتم
بعد نماينده مجلس بودم،در مرکز قدرت نشستم و هوشمندی آن را داشتم که در هر مسيری به کاميابی برسم می توانستم حتی بی آنکه کسی بداند دنيای خودم را آباد کنم و اينکه کجا هستم و چگونه بدين جا آمده ام را فراموش کنم اما چنين نکردم.در حالی که در بالاترين رده حکومت نشسته بودم ترجيح دادم از حق مردم دفاع کنم و ۵۰ بار در دوره نمايندگيم دادگاهی شوم و حکم زندان بگيرم و در بوق های به اصطلاح ملی حکم زندانم را بخوانند تا به گمانشان عوام الناس! گمان برند که من هم دست در کیسه ای برده ام، اما به رای مردم خيانت نکردم.
من معنی زندگی راحت برای خودم و بچه هايم را خوب می فهميدم ، مزه سفرهای داخلی و خارجی را خوب می فهميدم ، مزه قدرت را می فهميدم، ثروت را خوب می فهمیدم، ولی شرافت و رسالت انسان بودنم را بهتر می فهميدم.
اگر امروز به شما می گويم بايد به جای چشم دوختن به دايره قدرت ، حوزه عمومی را دگرگون کرد حرفی بی ربط با عملم نمی زنم. دوستانه بگویم عالم بی عمل نیستم که دیگران را به چیزی سفارش کنم که خود نکنم. من پیش از ورود به ساخت سیاسی و در هنگام نشستن بر کرسی قدرت و پس از آن فقط به بدنه اجتماعی نظر داشته ام و این نگاه، بیزاری همواره من از اصلاح طلبانی که فقط به ماندگاری در قدرت به هر قیمتی می اندیشند، نیز در پی داشته است.
همين نوشتن در فضاهای حقيقی و مجازی و تجزيه و تحليل مسائل و مشکلات اجتماعی و شرکت در انجمن های سياسی و غير سياسی و تحليل و تذکر تاريخ کار مهمی است، نپنداريد بيهوده و بی ثمر است.
بنا نيست ما دنيا را عوض کنيم .بزرگمهر حکيم گفت :«همه چيز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزاده اند» و من در حاشيه می گويم : همه چيز را همگان می سازند و همگان هنوز به میدان نیامده اند. هر که بايد به سهم خود در بهبود اجتماع تلاش کند تا آيندگان بيايند و آن را کامل کنند.
۵ مرداد ۱۳۸۵ - ۱۲:۰۸




