تبليغاتX
مشق- وبلاگ محمد دادفر
دوشنبه 9 مرداد1385
آيينه اي که هرگز نمي شکند!

.

آيينه جنوب و پديد آمدن و ماندن و رفتنش را ديگران بايد نقد کنند و من بيش از اين نمي توانم چيزي بنويسم. فقط از فرصت استفاده مي کنم و سپاس خود را تقديم همه آناني مي کنم که در خلال چند سال عمر آيينه همت و تلاش خود را صرف بهبود اين نشريه کردند.

دوستان دست اندر کار نشريه درآغاز راه:آقايان اسماعيل بهبهاني، نادر قرباني، حميد شاه ولي، محمد سيدزاده،اردشير دادفر، جواد شمشيري ، بهزاد درويشي و خانم صفرپور.

دوستان اهل قلم در آغاز راه: قاسم يا حسيني، حسن زنگنه، ايرج صغيري، يونس قيصي زاده ،علي هوشمند،غلامحسين نظامي،حميد اسد پور، عباس عاشوري نژاد، خدانظر خواجه  ، مهدي چراغچي و ديگراني که اگر نامشان را فراموش کرده باشم پيشاپيش پوزش مي خواهم.

و دوستاني که بعدا به ياري ما آمدند: شادروان منوچهر آتشي ، احمد آرام، خورشيد فقيه ، ماشاا... رضازاده ، مهدي جهان بخشان ،عبدالرحيم جعفري، حسن انصاری(امرو هیچستانی)، اميد غضنفر،امرا... دهقان، فرشيد فرهمند نيا و همچنين کورش غريبي، يوسف قيصي زاده، قاسم بردي ،مهدی دهقان و حميد پولادي در خبر و تحريريه ودر امور اداري و خدمات آقايان  حسين ياسي ، علي پيکند ، ابراهيم چراغچي محمود شمشیری ، امید سلیمیان و خانم ها سکينه غريبيان، فروزان روشن ، بني تميم و شويعي.

نادر قرباني براي آيينه از تمام وجود مايه گذاشت و خانم غريبيان نيز وفاداري به آيينه را در حد کمال نشان داد، تا هستم و هستند شرمنده فداکاري هاي اين دو انسانم.شادروان آتشي اولين مقاله اي را که به نشريه فرستاد مهر ماه ٧٣ بود که ٢ کتاب آقاي زنگنه را معرفي کرده بود. اوائل سال ٧٤ در گزينش شعرها براي صفحه ادبي همکار ما شد و در اواخر همان سال به عنوان مسئول صفحه ادبي و ويراستار با آيينه همکار شد. روانش شاد!

ترجمه هاي پيوسته آقاي زنگنه هم زينت بخش صفحات آيينه ماند و طنزهاي شيرين پيرزن منگ منگو که به وسيله ايرج صغيري آغاز شد توسط مهدي جهان بخشان ادامه يافت و برخي را نيز خودم مي نوشتم.

از ياري آقاي اختري که براي بنيان کار مکاني به رايگان در اختيار ما نهاد و آقاي سيد ابوالقاسم علوي که در چاپ شماره هاي آغازين بسيار کمک کرد و هنرمند عزيز آقاي داريوش غريب زاده و برادران قاسمي زاده بايد ويژه سپاسگزاري کنم.

 

 آقای اسماعيل منصور نژاد هم قريب دو سال همه کاره آيينه جنوب بود.زمانی که من به تهران آمده بودم و او یک تنه بار همه را بر دوش داشت.

من حتما نام دوستاني را جا انداخته ام و يا نام دوستاني را که آورده ام مطمئنم حق مطلب را در موردشان ادا نکرده ام که از همين جا دوباره پوزش مي خواهم.البته در خاطراتي که در وبلاگم مي نويسم سعي مي کنم جبران کنم و بيشتر در اين باره بنويسم.

همانگونه که آل احمد خاطرات تلخش را به عنوان سنگي بر گورش مي گذارد من هم نام آيينه را به عنوان سنگي بر گور خويش نهادم. سنگي که خودم آن را صيقل داده ام و متن اش را نوشته ام و بر شانه هايم گذاشته و جابجايش مي کنم تا روزي  بر جاي خويش بنشيند.

من به همه نقدها احترام مي گذارم و براي نقدها هم، حد منصفانه و غير منصفانه قائل نيستم.چون پشت هر نقد انساني است و سليقه اي .سليقه اي ممکن است چيزي را بپسندد که سليقه هاي ديگر نپسندند.به هر روي بايد دروازه نقد را گشاده نگه داشت تا هر که مي خواهد بي هراس وارد شود.

در اين جا بخش هايي از اولين سرمقاله "آيينه جنوب " با عنوان "راه آيينه" را با هم مي خوانيم:

 

راه آيينه

به تاريخ ١٠ / ٥ /١٣٧٣

"ن والقلم و ما يسطرون...

قسم به قلم و آنچه مي نويسد...

سپاس خداي بزرگي که انسان را جانشين خويش قرار داد و انديشه را به عنوان بخششي ارزشمند در نهاد او نهاد وقلم را به عنوان وسيله انتقال انديشه انسان ها و جاودانگي پي آوردهاي انديشه هايشان برگزيد.

...

... آيينه سمبل راستي، درستي و پاکي است و در زبان و ادب پارسي به عنوان يکي از زيباترين و دل انگيزترين عناصر به کار رفته است و اين پاکي مقدس چندان مي ماند که زنگار برزخ آيينه نباشد.

.

        «آيينه جنوب» به اين باور به ميدان مي آيد که بتواند با بهره گيري از تعاليم حياتبخش اسلام، ارزشها و دستاوردهاي انقلاب و با تکيه بر باورهاي مردم و احترام به خواست آنها، رسالت عظيم فرهنگي اش را به دوش کشد و مدعي هيچ چيز نيست الا اينکه مي خواهد خادم دين و ميهن باشد و چهره آفتاب سوخته جنوب ايران را بشناساند و جنوبي ها را در مسائل مشترکشان مشارکت دهد.

...

 

       

 بر بوشهر با سابقه علمي،مطبوعاتي و فرهنگي درخشان خود زيبنده نبوده و نيست که از مطبوعات تهي باشد، شهري که نام مظفري،طلوع،نورافشان،سنگلاخ، عرشه، درياکنار، خليج ايران و دهها روزنامه و مجله ديگر بر تارک تاريخش مي درخشد سزاوار نيست در عصري که رسانه ها عمده ترين نقش را در هدايت جوامع و دادن آنها بر عهده دارند، هيچ سهمي در مطبوعات ايران نداشته باشد.

...

 

         انديشه تأسيس "آيينه جنوب"  در سال 1369 شکل گرفت و پس از مدت ها بررسي و وارسي در اسفند ماه 1371 تقاضاي انتشار آن به وزارت ارشاد تسليم شد اين تقاضا پس از طي فراز و نشيب هاي معمول سرانجام در خرداد ماه 1373 به پاسخ مثبت رسيد.

    ...

 

 

         اکنون "آيينه" متولد مي شود تا بتواند خدمتي شايان به مردم جنوب ايران نمايد. مردم خونگرم و ارجمندي که هماره زير تازيانه آفتاب داغ سخت ترين شدايد را تحمل کرده اند و اين ديار را به عنوان زيستگاه دائمي خويش برگزيده اند، بدان دل بسته اند و به هيچ قيمتي حاضر نشده اند از آن دل بردارند.«آيينه» مال اين مردم است،زيرا بنا به خواست همين ها پديد آمده است و به ياري خداوند آيينه تمام نماي نيازها،خواست ها،مشکلات،خوشي ها و ناخوشي هاي اين مردم خواهد بود.

...

 

 

         سرمايه اصلي "آيينه" ايمان به ياري خداوند و برخورداري از اعتماد عمومي است و مطمئناً تا اين سرمايه عظيم را در اختيار دارد به کار خويش ادامه خواهد داد.

        اين نشريه سرافراز است که به هيچ گروه، فرقه، طيف يا طايفه اي وابستگي ندارد و هرگز نيز خود را به اين بازي ها آلوده نخواهد کرد.

...

 

        آخرين سخن اينکه آيينه از پس سالها رکود مطبوعات در بوشهر آمده است تا غبار فراموشي را از چهره اين ديار بزدايد و بماند،پس همه با هم بکوشيم تا هر روز بر زيبايي، روشني و پاکي آن افزوده شود.با ياري خداوند توانا.

        از امروز درهاي آيينه به روي همه عزيزان باز است و عموم شهروندان فرهنگ دوست،انديشمند و اهل قلم بوشهري  را با آغوش باز پذيرا مي شود و انتظار دارد آنها نيز اين صداقت را باور کنند و آيينه را ياري نمايند.

 

+ [لینک]