
*پرسش و پاسخي بين من و آقاي سجادي در صفحه نظريات هفته نامه نسيم جنوب درج گرديد که براي دريافت نظريات دوستان متن آن را در اين جا مي آورم:
× پرسش:
سجادی: آقای دادفر توجه شما برای اينکه بايد برای پيشرفت به سوی دموکراسی، حوزه عمومی را در ايران تقويت نمود حرف درستی است اما از سوی شما پذيرفته نيست. چند روز پيش سردبير نسيم جنوب مقاله ای نوشته بود در خصوص در حاشيه بودن بوشهري ها که در آن به صراحت ذکر شده بود که در دوره اصلاحات کمترين توجه از سوی دولت اصلاح طلب به مطبوعات استانها شده است. همه ميدانيم که اکثر نشريات استانی خصوصا در استان بوشهر حامی اصلاحات بودند و برای اصلاحات کار ميکردند. اما اصلاح طلبان دولتی از جمله شما به عنوان نماينده مجلس هيچگونه کاری برای تقويت اين گروه که در حوزه عمومی فعاليت ميردند نکرديد. در دوره شما گروههای ان جي او كه توسط جوانان با شوق و اميد درست شده بود اكثرا تعطيل شدند و كمترين حمايت از آنها از سوي دولت اصلاحات شد. در دوره شما احزاب فرمايشي ماندند و در تهران ماندند و استانهاي كشور را فراموش كردند و هيچ برنامه اي از سوي شماها براي تقويت احزاب در استانها صورت نگرفت. من نميخواهم زحمات شما را ناديده بگيرم اما الان كه ديگر در قدرت نيستيد ديگر شعار حمايت از حوزه عمومي بردي ندارد. منظورم از شما نيز شخص جنابعالي نيستيد بلكه هم شما و هم ديگر دوستان و همفكرانتان در مجلس و دولت هست كه هيچ كمكي براي تقويت حوزه عمومي در كشور نكرديد. مگر چقدر فرصت در اختيار يك گروه قرار داده ميشود؟ آيا هشت سال كافي نبود؟ ٩ مرداد ۱۳۸۵
×پاسخ:
آقای سجادی! چون می فرماييد من به عنوان اصلاح طلب حکومتی!بنا به دلايلی که فرموده ايد، شايستگی اظهار نظر ندارم، سکان را به شما که به عنوان یک منتقد بيش از من صلاحيت دارید، می سپارم تا نظرات خود را با نقد جامعه ايران و نقش دولت در عرصه عمومی بيان فرماييد.
من هيچ ادعای خاصی ندارم و اگر کفايت نمی کند بفرماييد تا توبه نامه بنويسم و پس از آن شما با شخصيت حقيقی و امضای خودتان نقدهايتان را بنويسيد تا ما بخوانيم.
سردبير نسيم هم خودش پاسخ بدهد که چه انتظاری از دولت اصلاح طلب داشته که برآورده نشده است .
صاحبان امتیاز جراید بوشهر از «نسیم تا لیان» می دانند که نشرياتشان مولود دوم خرداد است و استاندار وقت و مدير ارشاد استان به آن ها در کمترین زمان جواز انتشار دادند تا عرصه عمومی سرزنده تر شود.
ضمنا آمار کمک های يارانه ای به مطبوعات محلی در وزارت ارشاد موجود است که در صورت لزوم می شود گرفت و ارائه داد.
با آشنايی که من از روزنامه داران بوشهری دارم می دانم هرگز در انتظار کمک مالی و پس از آن وابستگی به دولت نبوده اند.دولت قبل هم سعی نداشته مطبوعات را از حالت بنگاه های خصوصی يا موسسات اجتماعی به حاشيه های! دولت تبديل کند.
اگر کمک های دولتی به مطبوعات علنا ادامه پيدا کند من به شما می گويم که همه مطبوعات مستقل تعطيل خواهند شد.
دولت به جز کمک هایی که در بودجه سالانه برای بخش مطبوعات دارد اگر کمکی کند برای اهداف خاص است که بهتر است مدیران جراید آزادی خواه و دادجو در پی آن ها نباشند.
ماندگاری مطبوعات مستقل به حمايت خوانندگان و اقبال عمومی بسته است و کمک های دولت به نشريات و مديران، آن ها را از چشم مردم می اندازد و روزی که دولت حمايت خود را بردارد اين ها هم سقوطشان آغاز می شود چون هم مردم را از دست داده اند و هم خود از درون در هم شکسته اند.
حالا از زاويه ديگر نگاه کنيد، اگر دولتی بخواهد مطبوعات مستقل را از پا درآورد آيا يکی از راه های رسیدن به هدف ، نمی تواند همين حمايت های در بوق و کرنا از مديران جرايد و خريد خانه و دفتر و دستک برای جراید یا تشکل های روزنامه نگاری باشد؟!
همين امروز در بوشهر از پس هياهوی کمک به نشريات و اعطای وام و هدايا به مديران جرايد شکاف بين مديران و خبرنگاران و روزنامه نگاران آغاز شده و به شدت از هم غيبت و بدگويی می کنند.برای رسيدن به اين نقطه من فکر می کنم بايد خيلی بيش از اين ها هزينه می شد.من نام اين رفتارها را موافق ادبیات روز،"تعطيلی نرم نشریات"!! می گذارم.




