تبليغاتX
مشق- وبلاگ محمد دادفر
یکشنبه 15 مرداد1385
آيا ما هيچ کاري نکرده ايم؟

سجادی:

              آقای دادفر با عرض معذرت بنده نمی خواستم شما را ناراحت کنم با گفتن اصلاح طلب حکومتی. در هر صورت اين اصطلاحی است برای کسانی که با سازوکارهای حکومتی سعی در اصلاحات داشتند. البته به نظرمن تلاش شما در راه اصلاحات از بسياری از اپوزيسيون درون کشور و بیرون از حاکمیت که برای اصلاحات تلاش ميکردند زيادتر و موفقتر بود. در هر صورت سوال من همچنان باقی است که چرا شماها در دورانی که در درون حکومت بوديد برای تقويت حوزه عمومی کاری نکرديد؟ چرا به طور جدی به اين مسئله پرداخته نشد؟ اصلاح طلبان درون حکومت از جمله دولت و نمايندگان هيچ کارنامه موفقی در ارتباط با تقويت حوزه عمومی ندارند؟ مطبوعات و احزاب که دو بازوی تقويت حوزه عمومی هستند در دوران آنها نتوانستند نهادينه شوند و با موفقيت به کار ادامه دهند. سازمان های جوانان به بازی گرفته شدند. زنان فراموش شدند و جوانان رها شدند. اگر ميتوانيد يک نمونه را از اقداماتی که توسط اصلاح طلبان درون حکومت در جهت تقويت حوزه عمومی تا به نتيجه رسيدن آن ذکر کنيد ممنون ميشوم.

البته من به محدوديت ها و سنگ اندزي ها واقفم اما شما نيز تلاش جدی نکرديد. تقويت حوزه عمومی تنها در بعد سياسی نيست که با آن مخالفت شود در حوزه های ديگر نيز کاری انجام نشد. موفق باشيد.

۱۰ مرداد ۱۳۸۵

 

 

 

        دوست محترم آقای سجادی!

        من به هيچ روی از فرمايش شما ناراحت نشدم و از این القاب و عناوین اعتباری هم نمی رنجم.راستش اصلاح طلب حکومتی در واقع تعریض به اصلاح طلبانی است که به عنوان اصلاحگری وارد حکومت شدند و ظاهرا از جانب مردم اما در واقع ماموران حکومت بودند برای سرگرمی مردم و گذراندن این موج سنگین از سر نظام سیاسی. هم گویندگان و هم مخاطبین معنی این عبارت را می دانند.من در باره خودم این را به قضاوت مردم و تاریخ می سپارم و اعتقاد دارم من به زور و زرق نمی توانم اصلاح طلب حکومتی یا غیر حکومتی باشم .عمل من این عبارت را ترجمه می کند .

         من به شما تا هر مرحله ای و اندازه ای از انتقاد و اعتراض، حق می دهم.بالاخره من چهار سال با رای شما نماينده بوده ام و تا هميشه وظيفه دارم پاسخ بدهم.اين حق شماست که از من بپرسيد،به من اعتراض کنيد و پاسخ بخواهيد.

         من صادقانه به شما گفته ام که حاضرم این قلم شکسته ام را غلاف کنم تا شما مفصل و با فراغت به نقد عملکرد ما بپردازید.

        در  نحوه پرسش شما اشکالی هست که پاسخ دهنده را با مشکل مواجه می کند.به قول بوشهری ها «تو ذهنش می خوره». پرسش، اگر به قصد شفاف سازی و يا استنطاق باشد در صورتی پاسخ درست می گيرد که پيش داوری نداشته باشد و پاسخ دهنده به تاثیر سخنش امیدوار باشد.فرض بفرماييد قاضی به متهمی که هنوز محاکمه نشده بگويد "من یقین دارم شما اين جرم را مرتکب شده ايد، حالا از خودتان دفاع کنيد."متهم راه گم می کند.نمی پذيريد؟

         شما صراحتا خطاب به من می فرمایید:

         « اصلاح طلبان درون حکومت از جمله دولت و نمايندگان هيچ کارنامه موفقی در ارتباط با تقويت حوزه عمومی ندارند؟ مطبوعات و احزاب ...در دوران آنها نتوانستند نهادينه شوند. سازمانهای جوانان به بازی گرفته شدند. زنان فراموش شدند و جوانان رها شدند. اگر ميتوانيد يک نمونه را از اقداماتی که توسط اصلاح طلبان درون حکومت در جهت تقويت حوزه عمومی تا به نتيجه رسيدن آن ذکر کنيد.»

         ملاحظه می فرمایید پاسخ دادن، سخت می شود.شما پیشاپیش می گویید هیچ کاری نکرده اید.می دانید در فقه و قضای اسلامی یک قاعده هست که می گوید:«البینه علی المدعی».یعنی هر که ادعا می کند باید سند بدهد.شما باید بفرمایید مثلا در تقویت احزاب باید این کار می شده اما تعلل شده و یا خلاف برنامه اعلام شده، عمل شده است.

         تقويت حوزه عمومی که مد نظر شماست فرايند يک سويه اي نيست که توسط حاکميت مدیریت شود. بالعکس اگر فرهنگ عمومي مقتضي آن نباشد و يا نخبگان به کسالت از آن بگذرند دولت در وهله اول چنين زحمتي را بر خود هموار نخواهد کرد و در وهله دوم  چون گسترش حوزه عمومي و جاندار شدن آن به محدوديت بيشتر حاکميت سياسي مي انجامد بديهي است که دولت رغبتي به کوچک تر شدن خود نشان ندهد و حتی در پریشانی آن بکوشد.بنا بر بر اين انتظار از دولت و مجلس حتي اگر نام اصلاح طلب بر خود نهاده باشند انتظار بيهوده اي است.

         در این جا چون شما نمونه خواسته اید، من از عملکرد دولت دوم خرداد در بوشهر چند نمونه را برایتان می آورم که مشتی نمونه خروار است:

        در بوشهر پیش از دوم خرداد تنها یک نشریه محلی بود که پس از آن به ۱۸ هفته نامه و چند ماهنامه و گاهنامه رسید.

در استان بوشهر پس از دوم خرداد ۲۴ گروه سیاسی مجوز فعالیت گرفته و همگی فعال شده اند.

سازمان های غیر دولتی یا ان.جی.او ها از ۳۸ تا به ۱۷۹ تا رسیده و تشکل های غیر دولتی جوانان از ۱۴ تا به ۶۶ تشکل رسید و اعضا آن ها از ۲۴۰ نفر به ۶۶۰۰ نفر رسیده است.

        تشکل های کارگری از ۱۲ به ۲۴ تا رسیده و تشکل کارفرمایی هم از یکی به ۶ تا رسیده.

        تشکل های زنان از صفر به ۴۰ تا رسبده و ۴۱۵۰ نفر عضو رسمی آن ها شده اند.البته باید تاسیس ۱۰۵ تشکل مذهبی زنان را هم بدان افزود.

        کتابخانه های عمومی و قرائت خانه ها از ۲۶ تا به ۴۰ تا رسیده و اعتبارات فصل فرهنگ و هنر در سال ۸۳ نسبت به سال ۷۶ ، ۱۶۴۲ درصد رشد داشته است.

        ایجاد شبکه استانی تلویزیون با تلاش های من و تعهداتی که در تامین اعتبار آن برای پرداخت سهم استان دادم کلید خورد و اما برای افتتاحش دعوتم نکردند.

         ........

         آقای سجادی عزیز مرا وادار به کاری کردید که اصلا علاقه نداشتم و تا امروز از آن گریخته بودم اما دیدم تا این آمار های دولتی را برای شما ردیف نکنم، نمی توانم با شما راحت حرف بزنم.

         من نمی پذیرم که هیچ کاری نکرده ایم اما مدعی هم نیستم که شق القمر کرده ایم.بالاخره دولت و مجلسی در کاربوده اند و بيلانی هم دارند.

         اگر شما از این به بعد جزئی بپرسيد من هم به صورت جزئی به موضوعات با تکيه بر خاطرات خودم و نگاه به عملکرد مجلس ششم و دولت پاسخ می دهم و گر نه کلی گفتن و مرحومان دولت دوم خرداد و مجلس ششم را به تازیانه زدن درست نیست.   ۱۱ /۵ /۸۵

+ [لینک]