
اين شفاف سازي هم مبارک!
به بهانه تقديم لايحه نظام جامع انتخابات به مجلس شوراي اسلامي
لايحه "نظام جامع انتخاباتي" با ١٠ فصل و ١٦٠ ماده تنظيم شده و در آينده نزديک در مجلس شوراي اسلامي مورد بحث و بررسي قرار خواهد گرفت.در مواجهه با اين لايحه برخي سياسيون و نظريه پردازان سياسي اصلاح طلب موضع سخت گرفته اند و حتي آن را لايحه انتصابات خوانده و تصويب آن را مساوي فاتحه بر انتخابات در جمهوري اسلامي دانسته اند.من به اين قانون نگاه متفاوتي دارم که ممکن است خوشايند دوستان اصلاح طلب نباشد اما مانند ديگر موارد مي نويسم.مهم اين است که خودم راضي ام!
در مجلس ششم بارها پيش آمد که وقتي قصد اعتراض به تخلفاتي از قانون يا نقض حقوق شهروندان داشتيم، از برخي نمايندگان و دوستان تصميم گير مي شنيديم که حکومت حساب و کتاب دارد و راه و روش مخصوص به خود دارد.حکومت نمي تواند امور خود را به کوچه و خيابان واگذار کند.مصالح مردم بر مصالح فرد ارجح است و اگر روزي فرد يا افرادي هم فداي حکومت شوند چون نفع عام در بردارد، پسنديده است.
در دوره چهار ساله مجلس تا امروز من بسيار شنيده ام که مي گويند اداره مملکت يک صورت دارد و ظاهر و باطني ناپيدا.تصادفا چند روز پيش از آن که حکم حبسي را در کف دستم بگذارند اين حرف ها را در گوشم زمزمه کردند که در ايران هم جز به همين شيوه معمول نمي شود حکومت کرد.من باور کرده ام که حکومتداري يعني به کارگيري همه شيوه هاي تجربه شده در حکومت هاي پيشين.يعني مثلاً جمهوري اسلامي صرف نظر از آنچه قانون اساسي و مقررات بين المللي مي گويد بايد بداند در ايران برگزاري انتخابات آزاد و بازشدن فضاي سياسي و بها دادن به فعاليت هاي حقوق بشري ،اسباب سقوط را فراهم مي کند.بايد بداند هر اجتماع خياباني و هر بيان راهبرانه مي تواند به جنبشي منجر شود و هر گروه قدرتمندي مي تواند در مسير مطامع بيگانگان قرار گيرد و عدوي حکومت شود.
جمهوري اسلامي مي داند نمي شود با مخالفان به آرامي سخن گفت و يا مخالفين را نمي شود آرام گذاشت تا بي دغدغه به جمع هوادار بپردازند، حالا قانون اساسي هر چه مي خواهد بگويد.
جمهوري اسلامي مي داند مردم احساساتي اند و ممکن است به هر که چرب زبان است و فريبکار، رأي بدهند و به مجلس و شورا و رياست جمهوري بفرستند، پس بايد مردم را به سمت انتخاب بهتر هدايت کرد.
جمهوري اسلامي مي داند چهره شدن افراد ممکن است به سلطه فرهنگي يا سياسي آنها بر بخشي از جامعه بيانجامد بنابراين نبايد کسي چهره بشود و غير قابل کنترل باشد.
و . . .
نظامي که چنين آگاهانه پيش مي رود و مخالفان و منتقدان سياسي اش در داخل هم اين قدر به فوق قانون بودن حکومت اقرار دارند - اگر چه سخني از دمکراسي بگويند، چه لزومي دارد که وقتي مي خواهد بر اساس مصالح خودش قانوني را تغيير دهد با او به مخالفت بنشينيم.
لايحه نظام جامع انتخابات در ايران متناسب با شيوه حکومتداري جمهوري اسلامي است و دوستداران اين نظام بايد بدانند که اين قانون اسباب بقاي نظام را فراهم مي آورد.برگزاري انتخابات آزاد بدون صافي و فيلتر براي نظام دردسر ساز است بايد فيلترها هر چه دقيق تر و تنگ تر شود.
اخيراً برخي اصلاح طلبان با لايحه جديد به مخالفت برخاسته اند و گفته اند وارد کردن نيروي نظامي به عنوان ناظر انتخابات و يا الزاماتي که براي کانديداهاي رياست جمهوري تدارک شده، ناقض جمهوريت و انتخابات آزاد هستند.سؤال اين است آيا انتخابات جز به همين روش تاکنون برگزار شده؟ آيا امر جديدي حادث شده است؟
انتخابات در ايران به همين شيوه اي که امروز در آن لايحه تدارک شده، بارها به ويژه در دوره هاي اخير برگزار شده و امور کشور همچنان جاري مانده است.چه دليلي دارد جمهوري اسلامي شيوه مرسوم خود را با دستورالعمل نامناسبي اجراء کند.بهتر اين است که شيوه جاري در قانون هم بيايد.
من چندمين بار است که صداقت دست اندرکاران جمهوري اسلامي را ستايش مي کنم.اظهار نظرات صريح را نبايد مورد حمله قرار داد.آﯾﺔ ا. . . مصباح يزدي اسلام جاري بر کشور را تبيين مي کنند اما مورد حمله قرار مي گيرند.ايشان جمهوريت را ظرفي براي اسلاميت مي دانند و هيچ اصالتي براي اين شکل حکومت در ايران قائل نيستند و حکومت نيز بي آنکه بگويد، همين شيوه را دارد اما برخي با اعتراض به آقاي مصباح مي خواهند بگويند جمهوري اسلامي چيز ديگري است و برخي مفاهيم انتزاعي را بر مي شمارند.
اين واقعيت ها اگر شفاف نشوند همچنان راهها به بيراهه مي رود و مشتاقان کعبه در بيابان حيراني گم مي شوند.بهترين شيوه، شيوه ي آقاي مصباح يزدي است که شفاف، نظراتش را مي گويد، همانگونه که رييس جمهوري نيز تنازع منطقه اي و ستيزه گري اسلام بنيادگرا با دنياي غرب را که پشت زبان شيرين خاتمي پنهان شده بود، آشکار کرد تا نقد شود.
لايحه نظام جامع انتخابات، عرياني شيوه هاي پنهان انتخابات در ايران است.اين عرياني که مقدمه استقرار دمکراسي است بايد پاس داشته شود.اين عرياني آگاهي بخش از پوشش تحت لفافه الفاظ و عبارات بسيار شيرين تر است.
يک مثل عاميانه بزنم:فرض کنيم به من کانديدا بگويند شما بايد تأييديه چند مرجع و مسؤول را بياوري و من که حاضر به پذيرش چنين شيوه اي نيستم نام نويسي نکنم و در نوشته ها و گفته هايم، در دانشگاه و مدرسه و . . . اين شرط را نقد کنم و معايبش را بشمارم .آيا اين بهتر است يا آنکه مطابق اصول مترقي قانون انتخابات ثبت نام کنم، به دليل عدم التزام رد شوم و براي خودم و جامعه مسئله بسازم اما مجري انتخابات نتواند به من بگويد: چون تو مثلاً مورد تأييد امام جمعه نيستي حق کانديداتوري نداري؟کدام بهتر است.مسلّماً دومي.آن وقت، هم من مي دانم در صورتي مي توانم نام نويسي کنم که امام جمعه اي مرا معرفي کند و هم مردم مي دانند که بايد پاي صندوق بروند و به منتخب مثلاً امام جمعه يا فلان نهاد رأي بدهند.
به نظر من لايحه نظام جامع يکي از کارهاي ارزشمند دولت آقاي احمدي نژاد است، همانگونه که مثلاً لغو قانون هيأت منصفه مجلس ششم، کنار گذاشتن قانون شوراها مانند تصويب متمم قانون مطبوعات در مجلس پنجم و . . . اقداماتي در خور تحسين بوده است.




