تبليغاتX
مشق- وبلاگ محمد دادفر
سه شنبه 14 شهریور1385
منتقد، منتقد است،چه خانم الهام و چه خانم حقیقت جو!
    خانم "رجبي" همسر آقاي الهام سخنگوي دولت نهم با لحني تند و آشکار به خاتمي و هاشمي حمله کرده و با الفاظي بسيار روشن، نظر خود را در باره دو دوره پيشين رياست جمهوري بيان کرده است.

هواداران آقاي خاتمي به دو شيوه متوسل شده اند: گروه اول، اين اظهار نظرات را هتاکانه و توهين آميز دانسته اند و خواستار برخورد با اين روش ها شده اند.گروه دوم ضمن زشت شمردن اين الفاظ به ذکر مناقب اقاي خاتمي و سيادت و بزرگواري وي پرداخته اند.

خانم الهام نماينده نانوشته طيفي از دست اندرکاران جمهوري اسلامي است که تصادفا در صدر نظام قرار گرفته اند و اين طيف با استفاده از ابزارهاي مختلف توانسته در گوشه کنار کشور هواداراني را براي خود سازمان دهد.

آنچه خانم الهام بر زبان آورده نقل محافلي است که به اين طيف تعلق دارد.دشمن خدا و رسول بودن اصلاح طلبان ، حرف تازه اي نيست.نفوذي و بلند گوي دشمن بودن تهمت تازه اي نيست."اصلاح طلبی برنامه برون مرزی است و اصلاح طلبان وابستگان یا مزدوران فكری و سیاسی آمریكا" آيا تنها از زبان خانم الهام برآمده يا سخني است که از همه تريبون هاي رسمي اين کشور بارها و بارها تکرار شده است.

خانم الهام در ادامه نامه تند و تيز خود از مراجع مي خواهد تکليف خود را با اين دارنده "لباس روحانيت" مشخص کنند و از مجمع تشخيص مي پرسد که آيا خاتمي به به دليل آنکه يکي از استراتژيست هاي مجمع است به عنوان مقام رسمي پذيرفته شده يا نه؟ و از خانواده شهدا و دانشگاهيان و وزارت خارجه مي خواهد که واکنش نشان دهند.

من براي برخورد با اين موضوع نظر سومي دارم.من هر گونه حمله به گوينده اين مطالب را خلاف آزادي بيان مي دانم و معتقدم خانم الهام به عنوان يک شهروند بايد بتواند هر گونه مي خواهد با مخاطبينش برخورد کند.حتي اگر در بخش هايي از دايره ادب و نزاکت هم خارج شود، باز به عنوان واکنش يک انسان نسبت به موضوعي تحريک کننده، بايد تحمل شود.

من معتقدم همه کساني که مدعي تلاش براي آزادي بيان هستند از روش خانم رجبي بايد حمايت کنند، دقت شود از روش ايشان و نه از کلماتشان! و در مقابل حمله کنندگان به ايشان موضع بگيرند و در مراحل بعدي با اتکا به اين مورد، فرصت مشابه از حکومت طلب کنند و يا موارد مشابه پيشين و برخورد هاي حکومت با مخالفانش را به رخ بکشند.

من پيشتر هم وقتي آقاي مصباح منکر اصالت جمهوري در جمهوري اسلامي شد و آن را صرفا ظرفي عاريتي براي اسلاميت نظام دانست، نوشتم که نگوييد چقدر فرمايشات ايشان با مرام امام و قانون اساسي  مخالف است بلکه به عنوان نمونه اي از آزادي بيان از آن استقبال کنيد.

آقاي مصباح مي تواند عليه روح انقلاب ٥٧ که جمهوري خواه بود و قانون اساسي موضع بگيرد و خانم الهام مي تواند عليه روحانيون طراز اول موضع منتقدانه بگيرد و آقاي احمدي نژاد و دولتش و هوادارانش مي توانند عليه ١٦ سال عملکرد جمهوري اسلامي موضع تند و منتقدانه بگيرند.آيا هر شهروند عاقل نبايد از اين فرصت براي تثبيت حق انتقاد خود، استفاده کند؟آيا شهروند تشنه آزادي بيان بايد موضعي مشابه مخالفان آزادي بگيرد و با گوينده برخورد قهرآميز کند و گفته را به فراموشي بسپارد؟

مگر در سال هايي که جنبش اصلاحي جاري بود ما نمي خواستيم به همه شهروندان اين فرصت را بدهيم که بتوانند بي ملاحظه انتقاد کنند؟ مگر ما نمي گفتيم که به جاي برخورد با نويسندگان و اهل قلم بايد به پرسش هاي آنان پاسخ گفت؟الان وقت آن است که ما از خاتمي بخواهيم به خانم و آقاي الهام پاسخ بدهد.چهار دولت گذشته به نقد هاي احمدي نژاد پاسخ بدهند.اکنون وقت آن است که به هر مخالف خانم الهام تذکر بدهيم:مخالف را بايد تحمل کرد و به مخالفتش پاسخ مناسب داد.

اگر امروز ما هم بگوييم بايد دهن آقاي مصباح را بست چون با امام مشکل داشته و يا خانم الهام را ساکت کرد و يا با مخالفان دو دولت قبل به قهر برخورد کرد چگونه مي توانيم خود را انسان هاي دمکراتي بدانيم که مي خواهند مروج دمکراسي باشند؟ و اگر خود را دمکرات مي دانيم مرز بين ما و اقتدارگراها کجاست؟

تکرار مي کنم.ما بايد امروز در چهار مرحله به پيشرفت آزادي بيان در کشورمان کمک کنيم:

١- از انتقاد عليه خود استقبال کنيم و با استفاده از همين دستاويز ها انتقاد را حق شهروندان بدانيم.

٢-از روش مخالفين براي طرح انتقاد حمايت جدي کنيم.

٣-تبعيض در آزادي بيان را درشت کنيم و يادآوري کنيم که با منتقدين پيشين در همين سطح انتقاد، چه برخوردهايي شده است.

٤-خواستار همين حد آزادي بيان براي خود شويم و بر آن پافشاري کنيم.

من مطمئنم مخالفان آزادي بيان در ايران، عليه خانم الهام برخواهند آشفت و هماناني که جنبش اصلاحي را سرکوب کردند همان روش را عليه اينان نيز به کار خواهند گرفت.منتقد، منتقد است، مي خواهد خانم فاطمه رجبی (الهام) مدافع اقتدارگرایی باشد يا خانم فاطمه حقيقت جو! مدافع دمکراسی!براي کساني که آزادي بيان خلاف منافع آن هاست ، تفاوتي ندارد، آن ها هر دو را خفه و خفته می خواهند.

+ [لینک]