
تنازع بين مذهب و مليت در ايران هست و قابل انکار هم نيست و اين که پيروان هر دو در طول تاريخ سعي به راندن يکديگر داشته اند هم واقعيتي است که جريان داشته و هنوز جاري است.البته برخي همواره در تلاش بوده اند تا بين اين دو، صلح جاري کنند و فرهنگ مشترکي بيافرينند.
برخي تصميمات اين شکاف را افزايش مي دهد.سال قبل وقتي مسئله پرداخت عيدي به کارکنان دولت به مناسبت عيد قربان مطرح شد چنين گمان هايي گل کرد و وقتي در کميسيون اجتماعي مجلس هفتم پس از حذف تعطيلي روز دوازدهم فروردين و پانزدهم خرداد از تقويم، موضوع کاهش تعطيلات نوروز به ميان آمد، کار بالا گرفت و به بد بيني هاي بسياري دامن زد.
من قصد دفاع از ميزان تعطيلات نوروز را ندارم و شايد اگر روزي ايران تبديل به يک کشور پيشرفته و مطرح در صنعت و تجارت جهان شود همين ملت خواستار کاهش تعطيلات شود کما اين که افکار عمومي نسبت به همين تعطيلات بي برنامه هفته پيش واکنش منفي نشان داد.
تعطيلي يک سويش تفريح و شادماني است و سوي ديگرش از کار انداختن چرخه کار و کوشش در کشور بديهي است اگر در کشوري وقت و فرصت داراي ارزش و اعتبار باشد ميزان تعطيلات به کمترين اندازه کاهش مي يابد.طبق آمارهاي اعلام شده زيان تعطيلي عيد فطر براي دولت بيش از ٨٠ ميليارد تومان بوده و اين جداي از زيان بخش خصوصي است.
من به عنوان يک شهروند از دولت مي خواهم به افزايش تعطيلات دست نزند و تلاش کند تعطيلات را به همين ميزاني که در تقويم ها نگاشته شده، نگه دارد، چون نمي تواند با کاهش ديگري آن را جبران کند.به ويژه آن که در کاهش و افزايش ها تعصبات مذهبي و مليتي هم وارد مي شود.عيد قربان در پيش است و اعياد ديگر مذهبي.اگر همين ميزان را نگه نداريم و نتوانيم به کاهش هم دست بزنيم - که نمي توانيم- تنها به افزايش آن کمک مي کنيم زيرا بازکاهش افزودن ها،ممکن نيست.
من به خاطر دارم، محمد رضا پهلوي هم يک بار مسئله کاهش تعطيلات نوروز-سال ٥٤ يا ٥٥ - را اعلام کرد و با واکنش هاي منفي فراواني روبرو شد.تا آن جايي که ذهن من ياري مي دهد شاه در مقابل افکار عمومي تسليم شد و حرف خود را پس گرفت و نوروز همچنان با تعطیلات فرحبخش باقی ماند.




