تبليغاتX
مشق- وبلاگ محمد دادفر
یکشنبه 12 آذر1385
زندان هم بخشی از زندگی ماست!

در مراسم سالگرد منوچهر آتشي که روز دوم آذر ماه در بوشهر برگزار شد شرکت داشتم.در ميانه مراسم دوستي پيش من آمد و گوشي تلفن همراهش را به من داد و گفت از تهران با شما کار دارند. گوشي را برداشتم.صداي پشت خط پس از احوال پرسي گفت:"ديروز در دادستاني تهران بحث اجراي حکم شما بوده و تاکيد کرده اند که حکم زندان شما را اجرا کنند" و بعد توصيه کرد که فعال شوم و از اين کار جلو گيري کنم!

بي آن که به کسي حتي نزديکانم بگويم طبق برنامه خودم چند روز بوشهر ماندم و پيگير امور شخصي ام شدم.

*

من در سال هاي ٧٩ و ٨٠ يعني سال هاي اول و دوم نمايندگي ام چند پرونده را در محضر آقاي سعيد مرتضوي که امروز دادستان عمومي و انقلاب ايران است،گذراندم که در يکي از آن ها محکوم به ٧ ماه و يک روز حبس و پرداخت دويست هزار تومان جريمه نقدي شدم.اعتراض کردم تجديد نظر همان حکم را تاييد کرد و صدا و سيما در همه بخش هاي خبري حکم را قرائت کرد،از دادستاني کل اعمال ماده ١٦٨ آئين دادرسي کيفري را خواستم،اجراي حکم متوقف شد و پرونده به ديوان عالي کشور رفت و شعبه ٣١ ديوان هم تمام کمال حکم آقاي مرتضوي را تاييد کرد.

از همان سال ٨٠ تا امروز اين حکم مثل شمشير داموکلس بالاي سر من است.هر چه مي گويم و هر چه مي نويسم منتظرم ماموري بيايد در منزل يا جلوي ماشينم را بگيرد يا از پشت ميز اداره برخيزاندم و بگويد: "آقاي دادفر ما براي اجراي حکم آمده ايم لطفا با ما بياييد"

*

اما اين بار مثل اين که تصميم گرفته اند اين شمشير را بيندازند البته شمشير هاي ديگري را قبلا برافراشته اند و اگر لازم شود براي من، روز از نو روزي از نو، مي شود.کفيل من در اين پرونده آقاي شديدزاده نماينده مردم اهواز در مجلس ششم است.از بوشهر که برگشتم آقاي شديدزاده زنگ زد و گفت:"اخطاريه اي در منزل آورده اند و ٢٠ روز وقت داده اند که من شما را به اجراي احکام دادسراي کارکنان دولت تحويل دهم"به ديدن ايشان رفتم به اهواز رفته بود اما اخطاريه را گرفتم با اين متن:


 

اخطار شونده: جاسم

شهرت: شديد زاده

محل حضور: ميدان ١٥ خرداد شعبه اول اجراي احکام دادسراي کارکنان دولت ناحيه ٢٨

وقت حضور: ٢٠ روز پس از رويت    ساعت اداري

علت حضور:

بدينوسيله به شما ابلاغ مي شود ظرف ٢٠ روز از تاريخ ابلاغ اين اخطاريه نسبت به معرفي مکفول خود محکوم عليه آقاي محمد دادفر اقدام و در غير اين صورت وفق ماده ١٤٠ قانون آ.د.ک وجه الکفاله شما به نفع دولت ضبط خواهد شد.           مدير اجراي احکام...    تاريخ ابلاغ:٧/٩/٨٥


با اين ابلاغ من تا روز ٢٧ آذر ماه وقت دارم خودم را به اجراي احکام معرفي کنم و به زنداني که چند سال در انتظار من نشسته بروم.

من هيچ حوصله اعتراض سياسي ندارم و محلي براي اعتراض قانوني به حکم هم برايم نمانده است اما واقعا نمي دانم چگونه بگويم که چرا اين حکم بايد ٤ سال بعد از صدور اجرا شود.شايد موافقان با اين حکم بگويند که من بايد از آقايان سپاسگزار باشم که اين چند ساله حوصله به خرج داده و مرا آزاد گذاشته اند اما نمي دانند که من در حقيقت به جاي ٧ ماه ٤ سال حبس کشيده ام.

براي يادآوري بگويم که اين حکم بر اساس سه فقره شکايت صادر شد.يکي بر اساس گزارش يک مامور کم سواد نيروي انتظامي ديلم. دوم مقاله "العاذر نباشيم" در روزنامه همبستگي و سوم انتساب کم کاري به قوه قضائيه در رسيدگي به حوادث کوي دانشگاه.

به هر روي اين حکم مربوط به زماني است که من مخبر کميسيون اصل ٩٠ مجلس بودم و هر روز در مورد رسيدگي هاي اين کميسيون به شکايات زندانيان سياسي و مطبوعاتي خبر هاي جديد مي گفتم و رسانه ها منتشر مي کردند.در آن زمان گفته های نماینده بوشهر تیتر یک اخبار بود و بعد از آن خودش!

آيا کميسيون اصل ٩٠ مجلس، بازرسي به زندان خواهد فرستاد تا من شرح ماجراي خودم را بازگو کنم؟!   

+ [لینک]