تبليغاتX
مشق- وبلاگ محمد دادفر
یکشنبه 19 آذر1385
من آزاد مي مانم،مگر آن که...

از همه دوستاني که در اين چند روزه با کامنت هاي خودشان در وبلاگ من يا با تماس هاي دلگرم کننده شان نسبت به من لطف داشته اند،بسيار سپاسگزارم.

برخي دوستان خواهان اعلام وضعيت پرونده ام بوده اند که در اين جا مختصري را مي نگارم.

*يکم آن که نوشته قبلي من از سر ضعف نبود و من اهل مظلوم نمايي نيستم تا ترحم بي رحمان را برانگيزم.من آرام نوشتم تا نظر گذاران هم آرام بنويسند و فضاي پيرامون اين نوشته تند نشود.اين براي دوستان عزيزم که از لحن نوشته من دلگير بودند.

*دوم آن که از روزي که اين اخطاريه آمده تمام کتب قوانين مجازات اسلامي،آيين دادرسي کيفري، قانون تشکيل دادگاه هاي عمومي و انقلاب و قوانين مربوط به اجراي احکام و سطر سطر پرونده خودم را از نو و با دقت خوانده ام.اگر زندان هم بروم سير مطالعاتي ديگري را انتخاب مي کنم!

*سوم آن که لايحه اي براي ارائه به رئيس قوه قضائيه نوشته ام و خواستار اعاده دادرسي شده ام.من حکم صادره را فاقد توجيه حقوقي و بينه شرعي دانسته ام به سه دليل:

١-قاضي پرونده يک پرونده مختومه - رسيدگي شده  توسط قاضی آقای بحرانی در شعبه هفتم دادگاه عمومی بوشهر که منجر به برائت من شده بود- را دوباره گشوده که صراحتا خلاف قانون است.من بابت اين خلاف قاضي سه ماه و يک روز حبس گرفته ام.

٢-قاضي پرونده  به جرم مطبوعاتي من در مورد مقاله "العاذر نباشيم" که در روزنامه همبستگي چاپ شده بدون حضور هيئت منصفه و بدون رعايت تشريفات رسيدگي به جرائم مطبوعاتي رسيدگي کرده است.من بابت اين رسيدگي چهار ماه حبس گرفته ام.

٣-قاضي پرونده  به جرم مطبوعاتي من در مورد خبر"حضور سردار نظري در کميسيون اصل ٩٠" باز بدون حضور هيئت منصفه و رعايت تشريفات دادگاه مطبوعات رسيدگي کرده است.من بابت اين رسيدگي دو ميليون ريال جريمه شده ام.

 

***همچنين يک لايحه را صبح روز شنبه ١٨ آذر با دادسرا تحويل داده ام و به دليل گذشت پنج سال کامل از قطعي شدن حکم و شمول قاعده مرور زمان مندرج در مواد ١٧٣ تا ١٧٦ آيين دادرسي کيفري ،اين حکم را غير قابل اجرا دانسته و خواستار موقوفي تعقيب شده ام.

حکم من روز ١٧ آذر ٨٠ قطعي شده و طبق قانون روز ١٦ آذر ٨٥ غير قابل اجرا شده است.يعني همين پنجشنبه پيش.به اين مي گويند البته خوش شانسي!

دادسرا بايد به اين در خواست رسيدگي کند و حکم متناسب  صادر شود.

من به هر حال اين حکم را خلاف همه موازين قانوني دانسته و از آغاز به همه مراجع ذي ربط از جمله دادگاه رسيدگي کننده موارد تخلف را متذکر شده ام اما متاسفانه نه در دادگاه بدوي و نه در تجديد نظر و نه  در دادستاني کل و نه در ديوان عالي کشور گوش شنوايي نيافتم.

حکم من قابل اجرا نيست مگر آن که دادستان محترم اصراري ويژه بر اجرايش داشته باشد! اميدوارم زنداني نشوم. من از زندان متنفرم اما به عنوان هزينه رفتار هايم در دفاع از عده اي ستمديده آن را نه تنها تلخ نمي دانم که شيرين نيز...

من اسباب و وسايل خودم را براي ٢٧ آذر آماده کرده ام!

 

: مصاحبه روز جمعه ۱۷ آذر من با رادیو زمانه را هم بشنوید

http://www.radiozamaneh.com/analysis/2006/12/post_148.html

+ [لینک]