
*روز يک شنبه مجلس بودم و از جايگاه تماشاگران به مذاکرات با دقت گوش مي دادم.غوغايي بود.بحث نمايندگان بر سر افزايش عمر مجلس هفتم و کاهش عمر دولت گرم بود.کميسيون امنيت ملي به دلائل منطقي و مستند حقوقي با اين طرح مخالفت کرد که نمايندگان در صحن علني نپذيرفتند و سر انجام سعي کردند يک مصوبه اي بدهند که نه سيخ بسوزد و نه کباب!
نمايندگان مجلس با گمان اين که کاهش عمر دولت موجب رنجش دولتي ها شده و نه افزايش عمر مجلس ،مصوب کردند که مجلس 7 ماه تمديد شود و دولت هم 4 ماه کمتر بر سرکار بماند.
اين در حالي است که هر دو شکل خلاف قانون اساسي است و تغيير قانون اساسي هم در يد ملت است نه در اختيار مجلس!تنها راه رفع اين مشکل و نتيجه رسيدن نمايندگان مدافع اين طرح، استعفاي زودهنگام رئيس جمهور است.البته من فکر مي کنم فراکسيون اکثريت دارد زمينه را براي کوتاه کردن عمر رياست جمهوري آماده مي کند.کاري که مجلس ششم هم ميل داشت خاتمي را به آن ترغيب کند، اما نتوانست!
*مصوبه دوم نمايندگان مجلس، استاني شدن حوزه هاي انتخابيه بود.اين مصوبه عليرغم پيچشي که در آن آورده بودند مصوبه اي مترقي بود از آن جهت که مجلس را از بسياري حواشي غير ضرور رها مي کند و اهتمام نمايندگان براي جاري کردن مسائل کلان يک منطقه را در پي مي آورد اما در نبود احزاب قدرتمند ممکن است يک آسيب را هم به سيستم پارلماني ايران وارد مي کند و آن هم تضعيف زنجيره ارتباطي مجلس و مردم است. ارتباط مردم و نمايندگان در شکل امروزي روياروي و چهره به چهره است و نمايندگان از طريق احزاب پشتيبان خود با مردم مرتبط نمي شوند.اگر اين روش منجر به تقويت احزاب شود بسيار مثبت و در صورت نبودن احزاب،مي تواند منفي باشد!
*هر دو مصوبه امروز مجلس يک گام به پيش براي نهضت مردمسالاري ايران است.اولي براي تبديل نظام رياستي به نظام پارلماني؟! و دومي براي تقويت احزاب و نهادهاي مدني و تشکيل پارلمان قدرتمند و پشتوانه دار!




