تبليغاتX
مشق- وبلاگ محمد دادفر
سه شنبه 18 اردیبهشت1386
بنشینم و صبر پیش گیرم

**می خواستم پست تازه بگذارم و مطلب باب طبعی بنویسم ،اما به قول عشقی:هر چه من ز اظهار راز دل تحاشی می کنم/بیشتر از بهر خود مشکل تراشی می کنم.بنا بر این به خاطر این که برای خودم مشکل تراشی نکنم تصمیم می گیرم هیچ ننویسم.

*می خواستم از پروژه مبارزه با مفاسد اجتماعی بنویسم که ذهن مردم را برای چند روزی است تسخیر کرده و با ایمان و آبروی مردم بازی می کنند،دستم به قلم نمی رود.چه بگویم و چه بنویسم؟

*می خواهم از حمله به دانشجویان پلی تکنیک بنویسم و آن که دانشجویان را در یک توطئه حساب شده بدون این که بتوانند از خود دفاع کنند گیر انداخته اند،باز دستم به قلم نمی رود!

*از دولت خدمتگزار بگویم که پس از سه دهه لطمه از حضور افاغنه در ایران، دارند آن ها را با حدت و شدت از ایران بیرون می اندازند تا هم روابط ما و افغانستان را تیره کنند و هم طرفدار برای طالبان بسازند و هم نان و نمک خورده های ایران را برای کینه کشی از ایران تهییج کنند.این را هم نمی گویم چون باز خواهند گفت:کشتیبان را سیاستی دگر آمد،خاموش!

*اول مرگ بر امریکا که برادریم ثابت شود و اما بعد،از آقای متکی بنویسم که چند روز است دارد داد می زند ای امریکایی ها از ما درخواست مذاکره کنید و این امریکایی های بی رحم پاسخ نمی دهند و چهره مظلوم خاتمی را در نظر می آورم که دارد از عکس گرفتن با کلینتون فرار می کند و همراهان دستمال به او می دهند تا عرق پیشانی اش را بگیرد!

*از آقای موسویان بنویسم که تا دیروز سفیر هسته ای ما بود و امروز اسیر هسته ای.دلم می خواهد از یکی سوال کنم که موضوع دستگیری این آقا چیست اما می ترسم خودم را به عنوان همدست او بگیرند و تا استدلال کنم،چند من بار، بارم کرده باشند.از این هم می گذرم!

 تصمیم می گیرم هیچ ننویسم و به قول شیخ سعدی:

بنشینم و صبر پیش گیرم/دنباله کار خویش گیرم.

+ [لینک]