
امروز دهم مرداد ماه است.من روز دهم مردادماه سال 1373 اولین شماره هفته نامه "آیینه جنوب" را در بوشهر منتشر کردم.بوشهر شهر مردمان دانا و فرهنگمند 40 سال رخوت مطبوعاتی داشت و عاشقی یا دیوانه ای باید پیدا می شد تا این سد رخوت را بشکند.من و دوستان همراهم این سد را شکستیم و امروز این شهر از معدود شهرهای ایران است که هم شمار زیادی نشریه دارد و هم نشریات پربار دارد و هم مردم، تاثیر مطبوعات در زندگی خود را احساس می کنند.
8 سال بعد یعنی روز دهم مرداد ماه 1381 اولین شماره "آیینه جنوب" را که روزانه و سراسری شده بود در تهران به چاپ سپردم.یک هفته از زندگی آیینه در تهران نگذشته بود که روز 17 مرداد (روز خبرنگار) دست دادگاه 1410 تهران آیینه را در پیچه ای از گل پنهان کرد.
به یاد "آیینه" شمعی برمی افروزم و چشم می گذارم تا بارانی پیچه از پیکرش بزداید!
بار دیگر به همه دوستان و همکارانی که در انتشار آیینه مرا یاری دادند،درود می فرستم و آرزو می کنم: آیینه وجودشان هر روز درخشان تر و دست زنگارگران از زندگیشان کوتاه باد!
ناخود آگاه به سمت فال حافظ رفتم و از گوگل رد سایت "ری را" را پیدا کردم و فالی را کلیک کردم که این غزل آمد:
ما شبی دست برآریم...
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم
دل بیمار شد از دست رفیقان مددی
تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم
آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت
بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم
خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست
تا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم
مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نه
کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم
سایه طایر کم حوصله کاری نکند
طلب از سایه میمون همایی بکنیم
دلم از پرده بشد حافظ خوشگوی کجاست
تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم
http://rira.ir/rira/php/?page=view&mod=classicpoems&obj=poem&rid=1




