تبليغاتX
مشق- وبلاگ محمد دادفر
سه شنبه 16 مرداد1386
خبرنگار نشوید!

دیروز به فاصله اندکی سه خبر به من دادند:

- یکی آن که روزنامه شرق را به جرم مصاحبه با خانمی که کیهان پستوی هویتش را کشف کرده بود،توقیف کردند.

- دوم آن که روزنامه اعتماد را هم به لبه پرتگاه بردند به دلیل چاپ یک مصاحبه مشابه شرق!

- سوم آن که در تهران ماموران نیروی انتظامی روی پشت بام ها ریخته اند و بشقاب ماهواره می جویند و پس از کشف، بشقاب ها را به خیابان می آورند و با خشم زیاد آن ها را در مقابل چشمان مردم لگدکوب می کنند!

از توقیف شرق ناراحت نشدم و برای اعتماد هم نگران نیستم.اما در بحث له کردن بشقاب ها، نگران مدیران دوایر و دستگاه های دولتی،تمامی اتاق های وزرا و معاونین و مدیران کل،تمامی بخش های صدا و سیما،تمامی اتاق های هیئت رئیسه مجلس شدم که در هر کدامشان انواع رسیورها هست و بدون فیلتر و پارازیت همه چیز را می بینند و بیمناک همه ساختمان های دولتی شدم که دیش های بزرگ دارند و ممکن است این ماموران به سراغ آن بیچاره ها بروند و بعد از دستگیری آن ها را به هیئت های رسیدگی به تخلفات اداری بسپارند و توبیخ و اخراج و... کنند.

ماموران باید توجیه شوند که کارکنان صدا وسیما و دیگر دستگاه های دولتی که از ماهواره استفاده می کنند،بعد از استخدام دارویی خورده اند که مفاسد ماهواره بر آن ها اثر نمی کند و نمی تواند آن ها را از راه راست به در کند و بنا بر این ماموران نباید مزاحم آن ها شوند.

پیشنهاد می کنم پیش از آن که گذر ماموران به صدا و سیما و دستگاه های دولتی بیفتد،فعالان سیاسی اجتماعی که نمی توانند برای روزنامه های بسته و خبرنگاران درهم شکسته کاری کنند،نامه ای حداقل 500 امضایی بنویسند و این مسئله مصونیت دولتی ها را به ماموران عصبانی هشدار بدهند.

 

اما چرا از توقیف شرق ناراحت نشدم چون منتظر بودم سهمیه روز خبرنگار را بدهند.تا آن جا که ذهنم یاری می دهد.روز خبرنگار سال 80 همبستگی را توقیف کردند و سال 81 آیینه جنوب را و همان سال یا سال بعد هم یاس نو را!خداوند این زنجیره را پایدار بدارد! بگو آمین!

روز خبرنگار را به همه خبرنگاران بیکار و باکار تبریک می گویم و به ایشان نصیحت می کنم تا جوان اند و می توانند، پی کاری دیگر بروند تا مادام العمر مفلوک نمانند.به قول عبید زاکانی بروند "نفت اندازی و رسن بازی و معلق زدن و سگ از چنبر جهانیدن" بیاموزند.

این شغل شریف خبرنگاری و روزنامه نگاری و روزنامه داری برای بعضی ها فقط نان و نوا دارد.کیهان و اطلاعات را ببیند مثل شاخ شمشاد یک قرن است که دارند نان و نوا می دهند و می ستانند و آن وقت عشقی و فرخی و بهار و کریمپور شیرازی و شرق و توس و جامعه و... هم می خواسته اند خبرگزار باشند.

به تمامی خبرنگاران ایران توصیه می کنم یا به کیهان و اطلاعات بپیوندید تا از مواهب این شغل شریف بهره مند شوید و یا راه خودتان بروید و "مادام العمر مفلوک بمانید".اگر به "خبر" دل بسته اید که ول معطلید چون "آن را که خبر شد خبری بازنیامد" و اگر به "نگاری" دل بسته اید که آدرس را عوضی رفته اید.این همه نگار بی دردسر بایددل بسته نگاری شوید که به غمزه ای، گزمه و پاسبان و صاحب و قوم و خویش و مدعی بر شما می شوراند و در محضر قاضی گاهی شاکی است و گاهی دستیار مدعی!؟

 

 

+ [لینک]