
شاید این نوشته تنها مناسبتش،رفتن به پیشواز سالگرد "منوچهر آتشی" باشد.اما من آن را برای عبرت می نویسم.عبرت گرفتن خودم از زمانه ام.
پیکر منوچهر آتشی را دوستدارانش به بوشهر بردند.مقامات رسمی استان بوشهر با این انتقال مخالف بودند و عده ای از دوآتشگان هم می خواستند گورش را پر کنند و نگذارند به خاک سپرده شود.سرانجام با مراسمی باشکوه در کنار آرامگاه "حسین خان چاکوتاهی" که از سلحشوران مورد علاقه آتشی بود ، به خاک سپرده شد.
چند روز پیش خانم راکعی گفته بودند اگر پیکر مرحوم "قیصر امین پور" را به ولایت خودش "گتوند" ببرند به سر نوشت "آتشی" مبتلا می شود که در خرابه ای دفنش کرده اند.
ابتدا این افاضات روشنفکران عزیز را که مربوط به بردن پیکر آتشی به بوشهر است،بخوانید:
*علی رضا جباری در گزارشی برای گویا نیوز:
قرار بر این بود که پیکر خاموش آتشی از تالار وحدت به بهشت زهرا منتقل شده و پس از شست و شو در آنجا به نزد همقطارانش در امامزاده طاهر منتقل شود. اما نزدیک ساعت یازده ظهر یکی از حاضران در محل اعلام کرد که مقامات رسمی اجازه دفن آتشی شاعر، در امامزاده طاهر را صادر نکرده و نمیکنند اما اجازه به خاک سپاری در بهشت زهرا داده شده است. همان فرد حاضر در مراسم ادامه داد که پس از تصمیم مقامات مبنی بر عدم صدور اجازه دفن در امامزاده طاهر، خانواده تصمیم گرفته است پیکر عزیز خود را در "بوشهر" ، شهر زادگاه وی به خاک سپارد.
*در امامزاده طاهر کرج و پس از اطلاع از رفتن پیکر آتشی به بوشهر:سیمین بهبهانی در صحبت های خود به تجلیل از آتشی و جایگاه وی در شعر معاصر پرداخته و از جمله گفت: "اینها از زندة شاعران که نمیگذرند هیچ ،ِ با مرده آنها نیز چنین میکنند."
و باز سیمین بهبهانی در یک نشست ادبی در خارج از کشور: آتشی را به حیله و نیرنگ از تهران به بوشهر بردند.
* سید علی صالحی در گفتگو با رادیو دویچه وله آلمان: ...شکستن سنگ مزارها... یک مسئلهایست که ادامهی همان تفکر تاریک است و پیام خاصی ندارد. اما فقط همین اندک پیام را در درونش میتوان جستجو کرد که میگوید، مزارگاه کرج دیگر جای شماها نیست و اولین نشانهاش هم این بود که حدود ۵ ساعت ما در همین مزارگاه نشستیم تا رخصت خاکسپاری میت شاعر بزرگ معاصرمان، م. آزاد را گرفتیم و با دردسر روبرو شدیم. این یک نشانه بود و این نشانه یک علامت کوچکتر پیش از آن هم داشت و آن بردن میت منوچهر آتشی به بوشهر بود. چون قرار بود که میت منوچهر آتشی را در همین مزارگاه کرج خاک سپاری کنند، ولی اجازه ندادند و بردند در بوشهر خاک کردند...
*خانم فاطمه راکعی رئیس انجمن شاعران ایران در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: هر چند تعیین محل دفن پیکر مرحوم امین پور حق مسلم پدر و خانواده اوست، اما آیا صلاح است که او هم مانند منوچهر آتشی در یک خرابه دفن شود و همانجا بماند؟
..............
من در شگفتم که این ها چگونه با این ذهن های بدبین و پریشان می توانند کلمات را کنار هم بگذارند و برای انسان و کرامتش و آزادی اش و... شعر بگویند.
حافظ هم اگر می دانست که کسی مثل خانم بهبهانی می خواهد او را در گورستان بزرگ شیراز و در میان مردگان فراوان بی نام و نشان به خاک بسپارد و به زودی گم شود، این گونه نمی سرود:
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه که زیارتگه رندان جهان خواهد شد
و شاید اگر حافظ می دانست که جنازه اش را به خانم راکعی می سپارند تا به جای خرابه او را در گوری زرنگار به خاک بسپارد از فعل"خواهد شد" استفاده نمی کرد و می نوشت "می باشد"اما او می دانست که در آن زمانه، خرابه آن تختگاه آبادان است و بارگاه آباد، دل مردم صاحبدل!
به گمان من بوشهری ها آتشی را از خرابه رهاندند!




