
محقق ارجمند آقای سید قاسم یاحسینی در شماره . . . . .
من در اینجا علاقه دارم تأکید کنم که اعلام جغرافیایی در ایران دستخوش دست درازی های زیادی شده و به درستی ضبط نشده اند.تغییرات در زبان ایرانیان پس از اسلام ، تغییر خط و ثبت و ضبط نشدن اسامی برابر آنچه در گفتار می آمده و تعرض ناسخان و کاتبان و ملاهای عریضه نگار از جمله عواملی است که سبب شده این نام ها، تحریف شده به ما برسند .
برای یافتن شکل درست اعلام جغرافیایی پیش از هرگونه اجتهادی ، باید ثبت آنها - مطابق شکل گفتاری آنها که در محاورات عامه ساکن آن مناطق- صورت گیرد و سپس زبانشناسان به تحقیق در نام ها و یافتن ریشه آنها بپردازند .
من پیشتر مقاله مفصل دیگری را که آقای یاحسینی درباره نام بوشهر نوشته و برای مطالعه به من سپرده بودند ، خوانده ام ، جستجوی ایشان ستودنی است . اما درباره این مورد جدید باید بیشتر دقت کرد .
- ابتدا در مورد شعر خاقانی :
پس از چاپ مقاله اقای یاحسینی، من به بخش نسخ خطی " کتابخانه مجلس شورای اسلامی" رفتم و قریب 6 نسخه خطی را از نزدیک دیدم و قصیده " سوگندنامه " خاقانی با مطلع " مرا ز هاتف همت رسد به گوش خطاب / کزین رواق طنینی که می رود دریاب " را خواندم و بیت مورد استناد آقای یاحسینی " به دنبه بش بوسعد طفلی از بوشهر / به قندز لب بونجم روبه از تلخاب " را بررسی کردم.
این بیت در بخشی از آن قصیده است که شاعر در حقیقت به تحقیر مخالفانش پرداخته و سوگندهای آمیخته با هزل و ابتذال را برای تبرئه خود می آورد . مثلاٌ در همین بیت به دنبه یا کفل بزرگ بوسعد و لب های سیاه و درشت بونجم قسم می خورد : کز این نشیمن احسان و عدل نگریزم / و گرچه بنگه محرم شود خراب و یباب " و بعد هم خطاب به خودش می گوید : " طریق هزل رها کن به جان شاه جهان ".این قصیده را خاقانی بیشتر برای پاسخ دادن به بدگویانی که نزد وزیر "شروان شاه" رفته و گفته اند که خاقانی قصد "گریز از دربار" دارد ، سروده است .
در 6 نسخه ای که من دیدم به جای بوشهر 5 مورد " نوشهر " بود و یک مورد " فوشهر " و به جای"تلخاب" در مصرع دوم بیت مورد نظر هم سه مورد " تهلاب " و یک مورد "شهلاب" و دو مورد هم "ثهلاب" بود . *
نسخه ای که اساس تصحیح آقایان "دکتر سجادی" و "دکتر کزازی" قرار گرفته ، نسخه لندن است که این دو واژه را "بوشهر و تلخاب" نوشته اند اما دیگر نسخ از جمله نسخه اصلی مجلس که در قرن ششم –در زمان حیات شاعر یا شاید اندکی پس از آن- نگارش یافته این واژه ها را بوشهر و تلخاب ضبط نکرده اند . من در مورد این دو نام هیچ حکمی صادر نمی کنم چون معتقدم ناسخان و کاتبان آثار کلاسیک فارسی کمتر دقت داشته اند و تحریف در واژگان بسیار صورت گرفته است اما به واسطه این تنوع نسخ خطی ، محققین عزیز به ویژه آقای یاحسینی را به تأمل بیشتر دعوت می کنم .
- اما یک نکته عمومی در باب نام ها:
نام مکان ها در ایران باید یک بار به صورت جدی مطابق تلفظ مردم و منطبق با لهجه های همان مناطق ثبت و ضبط شوند . اگر این کار صورت نگیرد ، مردم روستاها و شهرهای کوچک هم به تبع رادیو و تلویزیون و زبان معیار رایج ، نام ها را تغییر خواهند داد و دسترسی به ضبط اصلی را مشکل خواهند کرد . این کار را باید سازمان میراث فرهنگی ، فرهنگستان زبان ایران یا هر نهاد خصوصی یا دولتی دیگر بر عهده گیرد .
برای یافتن ریشه یک نام مبهم یا نارسا باید به نام های مشابه رجوع کرد تا رسیدن به ریشه و معنی اصلی تسهیل شود . مثلاٌ در مورد همین نام بوشهر باید نام هایی مانند بوش کوه ، باشی ، گشی ، بشائور ( بیشابور فعلی ) ، بوجیر و اسامی مشابه پیرامون آن بررسی شود و چون پرداختن بیشتر به ریشه شناسی واژگان در تخصص زبانشناسان و آشنایان به زبان های باستانی است،من همین جا قلم را می گذارم .
اما برای آگاهی دوستانی که نام بوشهر را در متون کهن می جویند، توصیه می کنم بر نام "بُشهر " در کتاب " حدود العالم " که در قرن چهارم نگاشته شده دقت بیشتری داشته باشند . زیرا مولف ناشناس حدود العالم " مساح " یا جهانگرد نبوده و تنها ایرانی آزاده ای بوده که در دربار فریغونیان به سال "372ق/982م" اطلاعات جغرافیایی خود را به ابوالحارث محمدبن احمد مشهورترین فرمانروای این سلسله تقدیم داشته است.
وجود شهری بر کرانه خلیج فارس به نام " بُشهر " حتی اگر به قول مولف حدود العام بین "سینیز" و "ارگان"باشد، قابل تأمل بیشتری است .
البته زبانشناسان باید روشن کنند چرا اروپایی ها نام بوشهر را به صورت Bushehr ثبت کرده و مثلاٌ Booshehr ننوشته اند . چنانچه دریابیم که U در این کلمه ممکن است" یو "خوانده شود و تلفظ کلمه، " بیوشهر " باشد، آنگاه ممکن است به معانی دیگری برسیم یا اگر " اُ " خوانده شود و کلمه، " بُشهر " شود باز معانی دیگری را باید به ذهن آورد و . . .
...........
* نسخه های خطی که من توانستم ببینم و بخوانم در کتابخانه مجلس شورای اسلامی بخش نسخ خطی به شماره های 97 ، 366 ، 976 ، 2561 ، 2562 و 4207 ثبت شده اند.چنانچه محققین گرامی تمایل داشته باشند می توانند این نسخه ها را از نزدیک ببینند و اگر دریافت دیگری داشتند،مرا نیز آگاه نمایند.




