تبليغاتX
مشق- وبلاگ محمد دادفر
شنبه 15 دی1386
درنگی بر " نام بوشهر در شعر خاقانی"

محقق ارجمند آقای سید قاسم یاحسینی در شماره . . . . . نسیم جنوب  مقاله ای با عنوان " قدمت نام بوشهر در قرن ششم هجری" نگاشته بود که پس از مقدمه ای پیرامون دیرینگی نام بوشهر با استناد به یکی از ابیات "خاقانی شروانی" نام بوشهر را نامی متداول در قرن ششم دانسته بودند .

 

            من در اینجا علاقه دارم تأکید کنم که اعلام جغرافیایی در ایران دستخوش دست درازی های زیادی شده و به درستی ضبط نشده اند.تغییرات در زبان ایرانیان پس از اسلام ، تغییر خط و ثبت و ضبط نشدن اسامی برابر آنچه در گفتار می آمده و تعرض ناسخان و کاتبان و ملاهای عریضه نگار از جمله عواملی است که سبب شده این نام ها، تحریف شده به ما برسند .

 

            برای یافتن شکل درست اعلام جغرافیایی پیش از هرگونه اجتهادی ، باید ثبت آنها - مطابق شکل گفتاری آنها که در محاورات عامه ساکن آن مناطق- صورت گیرد و سپس زبانشناسان به تحقیق در نام ها و یافتن ریشه آنها بپردازند .

            من پیشتر مقاله مفصل دیگری را که آقای یاحسینی درباره نام بوشهر نوشته و برای مطالعه به من سپرده بودند ، خوانده ام ، جستجوی ایشان ستودنی است . اما درباره این مورد جدید باید بیشتر دقت کرد .

 

- ابتدا در مورد شعر خاقانی :

            پس از چاپ مقاله اقای یاحسینی، من به بخش نسخ خطی " کتابخانه مجلس شورای اسلامی" رفتم و قریب 6 نسخه خطی را از نزدیک دیدم و قصیده " سوگندنامه " خاقانی با مطلع " مرا ز هاتف همت رسد به گوش خطاب / کزین رواق طنینی که می رود دریاب " را خواندم و بیت مورد استناد آقای یاحسینی " به دنبه بش بوسعد طفلی از بوشهر / به قندز لب بونجم روبه از تلخاب " را بررسی کردم.

 

            این بیت در بخشی از آن قصیده است که شاعر در حقیقت به تحقیر مخالفانش پرداخته و سوگندهای آمیخته با هزل و ابتذال را برای تبرئه خود می آورد . مثلاٌ در همین بیت به دنبه یا کفل بزرگ بوسعد و لب های سیاه و درشت بونجم قسم می خورد : کز این نشیمن احسان و عدل نگریزم / و گرچه بنگه محرم شود خراب و یباب " و بعد هم خطاب به خودش می گوید : " طریق هزل رها کن به جان شاه جهان ".این قصیده را خاقانی بیشتر برای پاسخ دادن به بدگویانی که نزد وزیر "شروان شاه" رفته و گفته اند که خاقانی قصد "گریز از دربار" دارد ، سروده است .

 

            در 6 نسخه ای که من دیدم به جای بوشهر 5 مورد " نوشهر " بود و یک مورد " فوشهر " و به جای"تلخاب" در مصرع دوم بیت مورد نظر هم سه مورد " تهلاب " و یک مورد "شهلاب" و دو مورد هم "ثهلاب" بود . *

 

            نسخه ای که اساس تصحیح آقایان "دکتر سجادی" و "دکتر کزازی" قرار گرفته ، نسخه لندن است که این دو واژه را "بوشهر و تلخاب" نوشته اند اما دیگر نسخ از جمله نسخه اصلی مجلس که در قرن ششم –در زمان حیات شاعر یا شاید اندکی پس از آن- نگارش یافته این واژه ها را بوشهر و تلخاب ضبط نکرده اند . من در مورد این دو نام هیچ حکمی صادر نمی کنم چون معتقدم ناسخان و کاتبان آثار کلاسیک فارسی کمتر دقت داشته اند و تحریف در واژگان بسیار صورت گرفته است اما به واسطه این تنوع نسخ خطی ، محققین عزیز به ویژه آقای یاحسینی را به تأمل بیشتر دعوت می کنم .

 

- اما یک نکته عمومی در باب نام ها:          

نام مکان ها در ایران باید یک بار به صورت جدی مطابق تلفظ مردم و منطبق با لهجه های همان مناطق ثبت و ضبط شوند . اگر این کار صورت نگیرد ، مردم روستاها و شهرهای کوچک هم به تبع رادیو و تلویزیون و زبان معیار رایج ، نام ها را تغییر خواهند داد و دسترسی به ضبط اصلی را مشکل خواهند کرد . این کار را باید سازمان میراث فرهنگی ، فرهنگستان زبان ایران یا هر نهاد خصوصی یا دولتی دیگر بر عهده گیرد .

 

            برای یافتن ریشه یک نام مبهم یا نارسا باید به نام های مشابه رجوع کرد تا رسیدن به ریشه و معنی اصلی تسهیل شود . مثلاٌ در مورد همین نام بوشهر باید نام هایی مانند بوش کوه ، باشی ، گشی ، بشائور ( بیشابور فعلی ) ، بوجیر و اسامی مشابه پیرامون آن بررسی شود و چون پرداختن بیشتر به ریشه شناسی واژگان در تخصص زبانشناسان و آشنایان به زبان های باستانی است،من همین جا قلم را می گذارم .

 

            اما برای آگاهی دوستانی که نام بوشهر را در متون کهن می جویند، توصیه می کنم بر نام "بُشهر "  در کتاب " حدود العالم " که در قرن چهارم نگاشته شده دقت بیشتری داشته باشند . زیرا مولف ناشناس حدود العالم " مساح " یا جهانگرد نبوده و تنها ایرانی آزاده ای بوده که در دربار فریغونیان به سال "372ق/982م" اطلاعات جغرافیایی خود را به ابوالحارث محمدبن احمد مشهورترین فرمانروای این سلسله تقدیم داشته است.

وجود شهری بر کرانه خلیج فارس به نام " بُشهر " حتی اگر به قول مولف حدود العام بین "سینیز" و "ارگان"باشد، قابل تأمل بیشتری است .

 

            البته زبانشناسان باید روشن کنند چرا اروپایی ها نام بوشهر را به صورت Bushehr ثبت کرده و مثلاٌ Booshehr ننوشته اند . چنانچه دریابیم که U در این کلمه ممکن است" یو "خوانده شود و تلفظ کلمه، " بیوشهر " باشد، آنگاه ممکن است به معانی دیگری برسیم یا اگر " اُ " خوانده شود و کلمه، " بُشهر " شود باز معانی دیگری را باید به ذهن آورد و . . .

 

...........

 

* نسخه های خطی که من توانستم ببینم و بخوانم در کتابخانه مجلس شورای اسلامی بخش نسخ خطی به شماره های 97 ، 366 ، 976 ، 2561 ، 2562 و 4207 ثبت شده اند.چنانچه محققین گرامی تمایل داشته باشند می توانند این نسخه ها را از نزدیک ببینند و اگر دریافت دیگری داشتند،مرا نیز آگاه نمایند.

+ [لینک]